تبليغاتX
تقدیم به تنها دوستم شیرین

تقدیم به تنها دوستم شیرین

تقدیمی از طرف $$ سیامک $$

 

 

به دوستم میگم دارم واسه چند روز میرم آبادان. میگه واسه کار داری میری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه دماسنج خریدم دارم میرم تو دمای بالای ۵۰ درجه تستش کنم

رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!!!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سه راه آذری، دربست

نصفه شب یکی از بالا درمون پرید تو حیاط داداشم گفت علی دزده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ “زوروِ ” داره از دست گروهبان گارسیا در میره

پسره اومده خواستگاریم میگم من الان می خوام درس بخونم می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ۱۰ دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه

یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین. دوستم میگه : معتاده؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه

کارتمو دادم به بلیط فروش مترو میگه شارژش کنم؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم از شارژ خورشیدی استفاده می کنم

بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخایم همین جوری ولش کنیم اسمش بشه نیـــــو فولدر

دارم با تلفن حرف میزنم. بابام میگه دوستت بود؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ژاک شیراک بود در مورد مناقشات اخیر خاورمیانه نظرمو میخواست

تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم از شاگردت تایپ یاد بگیرم

پسر همسایمون تو پارک داشت بریک دنس می کرد یکی اومده بعد نیم ساعت تماشا میگه ایشون داره میرقصه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ شربت خاکشیر خورده می خواد ته نشین نشه

با ماشین افتادیم ته دره یارو میگه زنگ بزنم آمبولانس بیاد؟
میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش میکنیم

صدای خروپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت می‌کنه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ جنس صداتو دوست دارم می‌خواستم بت بگم سعی‌ کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی‌!

تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه ۱ نفر؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ۲ نفر حساب کن خورزوخان هم هست

حالا از تاکسی پیدا شدم به راننده نیگا میکنم، میگه باقی پولتو میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام یه دل سیر نیگات کنم که میری دلتنگت نشم!

داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده، خوردم زمین میگه کمک می‌خوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت می‌کنم

تو حیاط دانشگاه تو انگلیس دارم با دوستم فارسی حرف میزنم، یارو اومده میگه خانوم شما ایرانی هستین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ انگلیسی هستیم فارسی یاد گرفتیم بتونیم شماعی زاده گوش بدیم!

آهنگ اندی تو ماشین گذاشتیم دوستم میگه اندیه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ داریوشه، داره خودشه لوس میکنه یه کم تا دور همیم بخندیم

دختره “با کلی عشوه و ناز” میگه کلی پسر با تک تک نفس های من مردن !
پسره با اعتماد نفس میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواستی نمیرن ازون بوی بد دهنت

تو پارک رفتم دستشویی اومدم بیرون یکی جلومو گرفته! میگم پولیه؟
مبگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ من اینجا نشستم پشه ها نیان تو حین کار براتون مزاحمت ایجاد کنند

از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن، طرف میگه بفرستم واستون؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ آپلود کن، لینکش رو بده، دانلود میکنم

میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟
سرخ پوسته گفت پـَـَـ نــه پـَـَــــ ژاپنه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم

رفتم داروخونه، میگم باند دارین؟ میگه باند پانسمان؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ باند فرودگاه ! میخوام فرود بیام !

جلو توالت عمومی… آقاهه میگه ببخشید شما هم تو صف توالت وایسادین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ما سوسکیم اومدیم عید دیدنی

تو رستوران پیشخدمتو صدا کردم. میگم آقا توی سوپ من مگس افتاده! میگه مرده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ هنوز زندست، داره شنا میکنه، صدات کردم بیایی نجاتش بدی!

به دوستم میگم من عاشق این ماشین شاسی بلندام. میگه منظورت پرادو و رونیزو ایناست؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ منظورم کامیونو تراکتورو ایناست!

ماشینه تا شیشه جمع شده. یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن. یارو داره رد میشه … میگه مرده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ تصادف خستش کرده خوابیده

ایستک خوردیم شیشه هاش رو کابینت گذاشته. دوستم شب اومده می گه ایستک خوردید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه خالی خریدیم ژست بگیریم که ایستک خوردیم !

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم. آمپولارو دادم به پرستاره. میگه آمپول بزنم؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه… اومده میگه… روزنامه میخونی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم

دندونم بد جوری درد میکرد. دستمو گذاشته بودم رو صورتم … دوستم دید منو پرسید دندونت درد میکنه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم اذان میگم گذاشتمش رو میوت، همسایه ها اذیت نشن!

دراز کشیده بودم لب استخر. دوستم میگه آفتاب می گیری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خورشید مسابقه گذاشتیم، هر کی دیرتر بخنده برندس !

رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم. مربیه میگه بچه رو میبریدش؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ همینجا میخورمش

دارم کباب درست میکنم رو منقل و سیخای کبابو میگردونم. اومده خودشو لوس کرده با لحن بچه گونه میگه عشقم داری کباب درست میکنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم فوتبال دستی بازی میکنم

جلو عابر بانک تو صف وایسادم یارو می گه ببخشید شمام پول میخاین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خونه کامپیوتر نداریم میام اینجا فیس بوکم رو چک کنم

برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری. طرف میگه از کسی شکایت دارین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم فرار مایکل اسکلفیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم

مگس نشسته رو برنج به خواهرم میگم: مگــــــــس … ! میگه بکشمش؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ زشته برنج خالی بخوره یکم خورشت بریز واسش


رفتم گیلاس بخرم. یارو میگه بریزم تو پلاستیک؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ همینجوری دونه ایی بده بندازم دور گوشم خوشگل شم !!!

به دوستم میگم دیشب تو کرمان یه پسره بنزین ریخته سرش خودشو تو خیابون آتیش زده. میگه سوخت؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه جون گرفت رفت مرحله بعد !

دارم فیلم میبینم. زنه توش بیکینی پوشیده. مامانم اومده میگه کانال خارجیه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ کانال ایرانیه اما این یه فیلم رو قبل از سانسور دارن پخش می کنن تا حواس بیننده ها رو تست کنند!

رفتم مرغ سوخاری بخرم یارو میگه همین‌جوری میبری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه شورت پاش کن جلو مهمونا خجالت نکشه

رفتم دفتر هواپیمایی میگم عجله دارم میشه پرواز امروز شیراز رو واسم چک کنید؟ میگه اگه جا داد بگیرم؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ نگیر بذار پر شه من فردام میام چک میکنم با هم بخندیم

جلو در اورژانس بیمارستان اعصاب خورد دارم قدم میزنم. یارو میگه آقا چرا انقدر پریشونی مریض بد حال داری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو امریکن آیدل اجرا دارم تو فکرم چجوری بخونم که سایمون ایراد نگیره!

سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!

رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکم سریع تر. میگه شمام دستشویی داری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری ؟!

به دوستم میگم وی پی ان داری؟ میگه واسه رد شدن از فیلترینگ میخوای؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه رد شدن از تنگه ابو غُریب میخوام. هم سنگرام منتظرن!!!

رفتم دنبال دوستم، زنگ خونه رو زدم میگم منتظرم، میگه بیام پایین؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بیا بالا پشت بوم، با هلیکوپتر اومدم

با دوستم رفته بودیم استخر غریق نجات اومده میگه میخوایین شنا کنین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم تو آب حل بشیم به عنوان املاح معدنی مردم استفاده کنن

سوسکه را کشتم جنازشو ورداشتم ببرم بندازم بیرون. مامانم بین راه نگاه میکنه میگه کشتیش؟
میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو دستشویی خوابش برده بود دارم میبرمش تو رختخوابش بخو ابه

رفتم واسه ثبت نام رانندگی زَنه میگه واسه آموزش اومدین ؟؟!!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ پول میدم که منو سوار ماشینتون کُنین بشینم رو پای راننده غان غان کُنم

سر کلاس آیین نامه رانندگی پلیسه یه تابلو را از من پرسیده. میگم عبور دوچرخه ممنوع. میگه این دوچرخه است؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَـــ تانکه. میگه پـَـَـ نــه پـَـَـــ و مرض! هنوز فرق دوچرخه با موتورگازی را نمیدونی؟

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

always feel happy, you know whyّ?

من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟


Because I don't expect anything from anyone

برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم


Expectations always hurt ...

انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ...


Life is short ...

زندگی کوتاه است ...


So love your life ...

پس به زندگی ات عشق بورز ...


Be happy

خوشحال باش


And keep smiling

و لبخند بزن


Just Live for yourself and ..

فقط برای خودت زندگی کن و ...


Befor you speak ؛ Listen

قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن


Befor you write ؛ Think

قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن


Befor you spend ؛ Earn

قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش


Befor you pray ؛ Forgive

قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش


Befor you hurt ؛ Feel

قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن


Befor you hate ؛ Love

قبل از تنفر ؛ عشق بورزThat's Life …

زندگی این است ...


Feel it, Live it & Enjoy it

احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر That's Life …

 

 

نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 18:50 توسط % سیامک % شیر ین %| |

 

 

اگه خدا گناه 24 ساعت ازاد ميزاشت چيكار ميكردي؟؟؟راستشو بگو.....(بعدا تو ادامه ي مطلب ميگم...) 

                                       #######################

به نظر شما جديدا عشق برا امروزي ها چيه؟؟؟!!به نظرمن عشق همانند اب نبات چوبي كه وقتي شيرينيش تموم ميشه ميندازنش تو سطل اشغالو هميچي هم از يادشون ميره!!!!ولي ممكن تايه چند وقتي شيرينيه اون اب نبات يادشون باشه!!هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه.........

                                         #######################

زندگي چيست؟؟؟(اول ازهمه خودم ميگم(درواقع مهلاجووووون دوستم گفته)زندگي زنگ تفريح است/بچه ها زنگ بعد حساب داريم....هه هه هه هه هه.......)حالا نوبت شماست بگين منتظرم.....!!!!

                                         #######################

فقط يه بار بهت ميگم دوست دارم اخه خوب نيست ادم زياد دروغ بگه..هه هه هه هه هه هه هه هه هه ...

                                         #######################

اسپانيايي ها ميگن:عشق ساكت است اما اگر حرف بزند صدايش از همه بلند تر است.

ايتاليايي ها ميگن:عشق يعني ترس ازدست دادن تو.

ايراني ها ميگن:عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يه ببخشيد تموم ميشه.هه هه هه.......

                                      #########################

زمان!به من اموخت كه:

دست دادن معني رفاقت نيست.....بوسيدن قول ماندن نيست........وعشق ورزيدن ضمانت تنها شدن نيست....

                                        ########################

برگ در انتهاي زوال ميافتدوميوه در انتهاي كمال.بنگر در انتهاي سيب سرخ ميافتي يا برگ زرد؟؟؟!!!!

                                          #######################

هميشه كسي را دوست داشته باش كه او ديييييييييييييييييييييييييوانه وار دوستت داشته باشد.......!!!!!!

                                          ########################

داستان زندگي من قصه اي است كه متن ان وجودتو و پايانش نبود تووووووووووووووووو..............

                                         #########################

خشگل نيستي اما جيگر مني//مهربون نيستي اما دنياي مني//به فكر من نيستي اما روياي مني//حرفات تلخه اما عسل مني//با من نيستي اما نفس مني//به من تعلق نداري اما مال مني//(يه خورده زور گفتم مگه نههههههههههه؟؟؟؟!!!!)


 
 
 
 
 
خداوند منو گرسنه ديد پيتزا داد

خداوند منو تشنه ديد پپسي داد.

خداوند منو در تاريكي ديد نور داد

خداوند منو بي مشكل ديد تو رو به من داد

در شب تاريک گر نتواني شوي خورشيد لااقل مهتاب باش گر نتواني شوي مهتاب لااقل آن کرم شب تاب باش

هميشه تو را در نفس هايم احساس ميکردم،تو هميشه همراهم بودي،علت جدايي تو از من،من بودم،اي کاش فين نکرده بودم!

يك بار بهت گفتم دوست دارم، هزار بار گفتم خدايا غلط كردم

تو خيلي با ارزشي! نه به خاطر خودت به خاطر اين که بدنت به اندازه کافي شامل: سولفور براي کشتن تمام شپش هاي بدن يک سگ، کربن براي ساخت 900 مداد، پتاسيم براي آتش زدن يک توپ فوتبال، چربي براي ساختن 7 قالب صابون، فسفر براي درست کردن سر 2200 کبريت و آب براي پر کردن 10 تنگ داره. تو اون کله پوکت که چيزي نيست مردم ازش استفاده کنن، حد اقل بمير که يه نفعي به کره زمين برسوني.

الهي شمع بشي، پروانه شم، دورت بگردم ... بعدش فوتت کنم، خاموش بشي، هرهر بخندم!

اگر روزي به يادت گريه كردم ... بدان آن روز پيازي رنده كردم

سلام كتي جووووون، من فردا ميام در مدرستون ببينمت. هميشه به يادتم و دوستت دارم.

.

.

.

.

عزيزم وقتي مي بيني اين مطلب مال تو نيست تو ......مي کني اونو تا آخرش مي خوني.

خرس ها با يک ظرف عسل خر مي شن . اسب با چند حبه قند . طوطي با تخمه . سگ با استخوان . راستي تو هنوز موز دوست داري

لپتو بيار جلو

1

2

3

4

5

6

7

8

9

تا صدم كه بشمارى از بوس خبرى نيست.

                                        

 

بودنت یک جور ، نبودنت یک جور ، در این دنیای جور وا جور ، دوست دارم بد جور .

                                                  ***************

چند ماهه توی وبم لينكي و تا حالا كم نظردادي يا اصلا ندادي !!

اگه تا یک هفته دیگه نظرندي/ازتولينك پاك ميشي!!!!!

                                           ***************

انا لله و انا الیه راجعون. ارسال کننده این متن هاکشته مرده شماست!!!!

                                           **************

برای همیشه خداحافظ  تو آدم بشو نیستی. دیگه تموم شد هر چی بین ما بود... دیگه خسته شدم .. بریدم..! ما واسه هم ساخته نشدیم.

.

.

.


 اگه یه روز این نظر رو بهتون بدم چیکار میکنین؟ یالله تکلیف منو روشن کنين.....

                                         ***************

سلام فردا میخوام ثبت نام کنم مدارک چی بیارم؟

.

.

.

 راستی... واسه ثبت شدن اسمم تو لينكتون جز یه وب عاشق هیچ مدرک دیگه ای ندارم!!!!

                                      ***************

 

اگه بي هوا کسي وارد زندگيت شد ؛ بدون کار "خدا" بوده!
اگه بي محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار "خدا" بوده!
اگه گريه هات تو خنده غفلت ديگران شنيده نشد تا خورد نشي؛ بدون تنها محرمت "خدا" بوده!
حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائي خفت کرده؛ شک نکن تنها مرهمت "خداست" که ؛ از سر تواضع يه بهونه واسه نوازشت گير آوورده!
آخه مي دوني ؟ : "خدا" خيلي تنهاست

                                           ***************

صد رحمت به معرفت دیوار با آنکه همه به آن پشت می کنند پشت هیچکس را خالی نمی کند....

                                         ***************

خدا از بهترین ها فقط یه دونه خلق کرده ، دقت کردی که چقدر تنهائیم؟

                                            ***************

اگه
 ۲+۲ = ۴
۲
H +O
= آب
ابر + رعد = باران
غم + چشم = اشک
تنهائی + تاریکی = من
عشق + مهر = تو
پس
من - تو = مرگ !
زیاد به ارتباطش فکر نکن ، جمله آخر بچسب 
..

                                            ***************

يك روز پيش خودم گفتم:اگراوراباغريبه اي ديدم شهررابهاتش ميكشم....اما الان براي ديدنش حتي حاضر نيستم چوب كبريت روشن كنم......هه هه هه هه هه هه هه هه هه.......

                                             ***************

اون صورته ماهت

 

 

 

اون چشم نازت

 

 

 

اون طرز نگاهت

 

 

 

اون دست درازت

 

 

 

منو ياده گداي سر کوچمون ميندازه......

                                

 

 

 


انواع مرد.
اروپايي = يه زن داره و يه دوست دختر . زنش رو بيشتر دوست داره.
امريكايي = يه زن داره و يه دوست دختر . دوست دخترش رو بيشتر دوست داره.
ايراني = 4 تازن داره و 10 تا دوست دختر . ننه اش رو بيشتر دوست داره

*****************************************************
چیه دیگه نمیخوای بدی ؟
توبه کردی؟؟؟؟؟؟
وقتی یه بار دادی دیگه نباید جا بزنی .
.
.
دیگه حداقل روزی یه بار رو باید بدی .
.
.
مگه اين قانون نظردادنه
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!
***************************************************

 تو بهترين، زيباترين، مهربون ترين، خوش تيپ ترين، دوست داشتني ترين، ماه ترين ، جيگرترين دوستي که داري : منم !

*************************************************
ميدونين چرا وقتي بچه ها گريه ميكنن باصداي ((ش ش ش ش))اروم ميشن؟؟؟بخاطر اين كه وقتي توي شكم مادرشونن اطرافشون اب واي((ش ش ش))صداي اون اب يادشون ميندازه!!
وبخاطر همينه كه صداي دريا به ادم ارامش ميده!!!!!!
************************************************
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات کرد بهت چي گفت؟جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم .تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي

 
***************************************
 
نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست بگو با ديگران بوديم و رفتيم.
 
 
***************************************
 
من سر راه تو دامي از عشق پهن کردم ولي تو به سرعت از کنار آن رد شدي وگفتي ميگ ميگ
*************************************
کسي که باورت داره ، هميشه يک قدم جلوتر از کسيه که دوستت داره

 
***************************************
هوس بازان کسي را که زيبا ميبينند دوست دارنداما عاشقان کسي را که دوست دارند زيبا مي ببنند
 
***************************************
میل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم/ میل صحرا گر کنی ٬ من سینه را صحرا کنم
************************************
گر با غم دوریت نسازم چه کنم / با یاد تو گر عشق نبازم چه کنم / چون در نظرم فقط توی ماییه ناز / گر من به تو ای دوست ننازم چه کنم.
****************************************

 
 
 
 
 

من که گفتم اين بهار افسردني است
من که گفتم اين پرستو مردني است

من که گفتم اي دل بي بند و بار
عشق يعني رنج ، يعني انتظار

آه عجب کاري به دستم داد دل
هم شكست و هم شكستم داد دل
**********************************
گفتمش دل میخری ؟
پرسید چند؟

گفتمش دل مال تو تنها بخند
خنده ای کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز امدم او رفته بود

دل زدستش روی خاک افتاده بود
جای پایش روی دل جا مانده بو

***************************************
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار اویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن

******************************
عجيب است دريا!همين كه غرقش ميشوي پس ميزند تورا................!!!!!!!!!!!!

**************************************
به من گفتي که دل دريا کن اي دوست
همه دريا از آن ما کن اي دوست

دلم دريا شد ودادم به دستت
مکش دريا به خون پروا کن اي دوست

******************************************
آري دوستي دو نيمه دارد نيمي از آن عشقي است که دل تو را بيقرار کرده است و نيمي ديگر آن محبتي است که در دل من مي تپد

**************************************************
آرزو كردم كه يك شب در سراب زندگي چون شراب كهنه اي نوشت كنم اما نشد 

 نازنينم، نازنينم ياد تو هرگز نرفت از خاطرم آمدم تا اين سخن آويزه گوشت كنم اما نشد
شعله شد تا به دل خاكستر احساس تو لحظه اي رفتم كه خاموشت كنم اما نشد
بعد از آن نامهربانيهاي بي حد وحصر سعي كردم تا فراموشت كنم اما نشد
***************************************************
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی
**************************************************
گفتم: تو شيرين مني
گفتا: تو فرهادي مگر؟

گفتم: خرابت مي شوم.
گفتا: تو آبادي مگر؟

گفتم: ندادي دل به من.
گفتا:تو جان دادي مگر؟

گفتم: ز كويت مي روم.
گفتا: تو آزادي مگر؟

گفتم: فراموشم نكن
گفتا: تو در يادي مگر؟

*********************************************

دومی ها… سومی ها… دیپلمه ها… دانشجویان… مهندسان… وکلا… پزشکان… هنرمندان …
همتون فداي كسايي كه دارن اين وبو ميخونن............
*******************************************************************
تو شيراز.مادرو ازدخترنميشه تشخيص داد//تو اصفهان گداروازپولدارتوتهران ((دخترواز پسر))!!!!
((بچه هاي اصفهان بهتون برنخوره...باعرض معذرت......))
*************************************************************
اگه کوه باشي استواري ... اگه رود باشي رواني ... اگه کوه باشي بلندي اگه آسمان باشي وسيعي ... اگه خورشيد باشي پر
حرارتي.اگه ادم باشي يه نظر ميدي!!!!!
*************************************************************
يارو ميره كافي شاپ ميبينه يه پسره داره به نامزدش ميگه:تو((زنبور عسل))مني!!هم زني/هم بوري/هم عسل مني!!))
يارو ميره خونه به زنش ميگه:تو((پنگوئن))مني..هم پهني/همگهي/هم ئني!!!!!!!!
********************************************************
اون دنیا خدا نمی پرسه مدل ماشینت چیه؟

می پرسه چند تا پیاده رو سوار کردی؟
...
...
قابل توجه خانمهایی که نمی دونن نیت پسر ها الهیه!!!!هه هه هه هه هه هه............
******************************************************
انواع مرد.
اروپايي = يه زن داره و يه دوست دختر . زنش رو بيشتر دوست داره.
امريكايي = يه زن داره و يه دوست دختر . دوست دخترش رو بيشتر دوست داره.
ايراني = 4 تازن داره و 10 تا دوست دختر . ننه اش رو بيشتر دوست داره

*****************************************************
چیه دیگه نمیخوای بدی ؟
توبه کردی؟؟؟؟؟؟
وقتی یه بار دادی دیگه نباید جا بزنی .
.
.
دیگه حداقل روزی یه بار رو باید بدی .
.
.
مگه اين قانون نظردادنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!
***************************************************

 تو بهترين، زيباترين، مهربون ترين، خوش تيپ ترين، دوست داشتني ترين، ماه ترين ، جيگرترين دوستي که داري : منم !

*************************************************
ميدونين چرا وقتي بچه ها گريه ميكنن باصداي ((ش ش ش ش))اروم ميشن؟؟؟بخاطر اين كه وقتي توي شكم مادرشونن اطرافشون اب واي((ش ش ش))صداي اون اب يادشون ميندازه!!
وبخاطر همينه كه صداي دريا به ادم ارامش ميده!!!!!!
************************************************
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات کرد بهت چي گفت؟جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم .تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي

 
***************************************
 
نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست بگو با ديگران بوديم و رفتيم.
 
 
***************************************
 
من سر راه تو دامي از عشق پهن کردم ولي تو به سرعت از کنار آن رد شدي وگفتي ميگ ميگ
*************************************
کسي که باورت داره ، هميشه يک قدم جلوتر از کسيه که دوستت داره

 
***************************************
هوس بازان کسي را که زيبا ميبينند دوست دارنداما عاشقان کسي را که دوست دارند زيبا مي ببنند
 
***************************************
میل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم/ میل صحرا گر کنی ٬ من سینه را صحرا کنم
************************************
گر با غم دوریت نسازم چه کنم / با یاد تو گر عشق نبازم چه کنم / چون در نظرم فقط توی ماییه ناز / گر من به تو ای دوست ننازم چه کنم.
****************************************

 

 

 

گفتوگوباخداInterview With God

خواب ديدم در خواب با خداگفتوگويي داشتم. I dreamed I had an Interview With God.

خدا گفت:پس مي خواهي با من گفتوگو كني؟So you would like to interview me?? god asked

گفتم:اگر وقت داشته باشيد؟If you have The time .I said

خدالبخند زدوگفت:god smiled

زمان من ابديست.My time is eternity

چه سوالي ازمن در ذهنت داري؟what question do you have in mind for me?

چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب ميكند؟

What surprises you must about humankind??

خدا پاسخ داد:god answered

اين كه انها ازبودن در دوران كودكي ملول ميشوندوعجله دارند زودتر بزرگ شوند

That T hey g e t bored whit childhood / They rush to grow up

وبعد حسرت دوران كودكي را مي خورند.And They long to be children again..

اين كه سلامتيشان را صرف بدست اوردن پول ميكنند...

That They lose their heath to make money..

وبعد پولشان راخرج براي بدست اوردن سلامتيشان مي كنند..

And then lose their money to restore their health…

اين كه با نگرا ني نسبت به اينده. That by thinking anxiously about the future

زمان حال فراموششان مي شود.They forget the present..

انچنان كه نه در اينده زندگي ميكنند نه درحال..such that they live in neither the present nor the future…

اين كه چنان زندگي ميكنند كه گويي هرگز نخواهند مرد..That They live as if they will never die..

وچنان ميميرند كه گويي هرگز زنده نبودند..And die as thought they have never live. .

خداوند دست هاي مرا در دست گرفت وهر دو مدتي در سكوت مانديم.

GOD"s hand took mine and we were silent for awhile

بعد پرسيدم:then I asked And

به عنوان خالق انسان ها"مي خواهيد انها چه درس هايي از زندگي بگيرند؟؟

As a Parent"What are you sme life's lessons you want your children to learn??

خدا با لبخند پاسخ داد:GOD replied whit smile

ياد بگيرند كه ديگران را نميشود مجبور به دوست داشتن خود كرد..

To learn they con not make anyone LOVE them

اما مي توان محبوب ديگران شد.ALL they can do is let themselves be LOVED

ياد بگيرند كه خوب نيست خود را با ديگران مقايسه كرد. To learn that it is not good to compare Themselves to others

با بخشيدن. بخشش ياد بگيرندTo learn to forgive by practicing forgiveness

يادبگيرند كه ظرف چند ثانيه ميتوانند زخمي عميق در دل كساني ايجاد كنندكه دوستشان دارند.

To learn that it only takes afew seconds to open pro found w oud s it those they LOVE

وسال ها وقت لازم خواهد بودتا ان زخم التيام يابد.And it can take many years to heal them.

يادبگيرند كه ثروتمند كسي نيست كه دارايي بيشتري داشته باشد.is not one who has the most. To learn that a rich person

بلكه كسي است كهنياز كمتري داشته باشد.But is one who needs the least

ياد بگيرند كساني هستند كه انها راعميقا دوست دارند.To learn that there are people who LOVE them dearly.

اما بلد نيستند احساسشان را ابرازكنند يا نشان دهند. But simply do not yet know how to express or show their feelings

يادبگيرند كه ميشود دونفربه يك موضوع واحد نگاه كنندوان را متفاوت ببينند.

To learn that two people can look at the same thing and see it differently.

يادبگيرندكه هميشه كافي نيست كه شخص ديگري راببخشند

To learn that it is not enough that they forgive one another,

بلكه خودشان را هم بايد ببخشند. But they must also forgive themselves

خاضعانه گفتم: از اينكه وقت تان را به من داديد متشكرم

Thank you for your time" I said humbly.

ايا چيز ديگري هست كه شما دوست داريد افريدگانتان بدانند؟

Is there any thing else you "d like your children to know?

خدا لبخند زدوگفت.....GOD smiled and said!

فقط بدانند كه من اينجايم. "Just know that I am here"

"هميشه" Always""

(نويسنده:ريتااستريكلند)

 

 

نه تو می مانی

 

نه من

 

 

 

 ونه هیچ یک ازاین مردم

 

 

آبادی

 

 

 

به حباب نگران لب

 

 

این رود

 

 

 

 

 

قسم وبه کوتاهی

 

 

 آن لحظه

 

 

 

 

 

ی شادی که گذشت

 

 

 

 

غصه هم خواهد رفت

 

 

 

آنچنانی که فقط

 

 

 

خاطره ای

 

 

 

 

خواهد ماند......

 

 

نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 18:41 توسط % سیامک % شیر ین %| |

 

ای گیسوان رهای توازآبشاران رهاتر!-

چشمانت ازچشمه ساران صاف سحر،باصفاتر!

باتوبرای چه ازغربت دست هایم بگویم؟

ای دوست! ای ازغم غربت من،به من آشناتر

 

یه روزی یکی ازآسمون می آد

 

آخرین  پنجره  رو  وا می کنه

 

همه ی رودخونه های خسته رو

 

راهی  آبی دریا  می کنه

 

کسی که یه عمره ما منتظریم

 

باستاره وغزل همسفره

 

می آد و از این کویر سوت وکور

 

مارو تا فردای زیبا  می بره

 

خوبه  تا وقتی که باغبون می آد

 

باگلای باغچه مهربون باشیم

 

مثل غنچه روی شاخه ی امید

 

دوباره جون بگیریم جوون بشیم

 

بیا ای آیینه ی عدل علی

 

بیا تا  دردامونو  چاره کنیم

 

بگیریم دستامونو ازاین کویر

 

ماروازغصه وغم رهاکنی

 




 

 

نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 18:33 توسط % سیامک % شیر ین %| |

دلم که می گیرد ٬ آرام خودم را در آغوش می گیرم ...

خـــودم به تنهـــایی ٬


دست نوازشی بر ســــرم می کشم ... لبخند می زنم و آهستـــه می گویم :


" گریه نکن عــــزیـــزم ... من هسـتم ...

خودم به تنهــایی ، هـــوای نداشته ات را دارم ! "

 

 

شیشه ای می شکند،

صد نفر می پرسند:

که چرا شیشه شکست؟

یک نفر می گوید:

شاید این رفع بلاست....

دیگری می پرسد:

شیشه ی پنجره را باد شکست؟

لیک افسوس و صد افسوس

دل ِ من سخت شکست!

هیچ کس ،هیچ نگفت!

ناله هایم نشنید.....

از خودم می پرسم:

ارزش ِ قلب ِ من از

 شیشه ی یک پنجره هم کمتر بود؟!!!!

 

 

 

 

چــرا آدمـا نمیـــدونن بعضـــی وقتهــا خـــــداحافـــــظ یعنـــی : نــــذار برم ؛ یعنـــی بــرم گــــردون ، سفــــت بغلـــــم کـــن .... ســـــرمو بچــسبـــون به سینــتو بگــــــو : خدافــــظ و زهــــر مـــار ؛ بیخــــــود کــــردی میگی خدافـــــظ .... مگـــــه میـــذارم بــــری ! مــــــگه الکیـــــه ... !!!
 
 
 
توی ده شلمرود
حسنی تک و تنها بود
...
حسنی نگو بلا بگو
تنبل تنبلا بگو
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه
نه فلفلی نه قلقلی
نه مرغ زرد کاکلی
هیچکس باهاش رفیق نبود
تنها روی سه پایه نشسته بود تو سایه
باباش میگفت: حسنی میای بریم حموم؟
نه نمیام نه نمیام
سرتو می خوای اصلاح کنی؟
نه نمی خوام نه نمی خوام
کره الاغ کدخدا
یورتمه می رفت تو کوچه ها
الاغه چرا یورتمه میری؟
دارم میرم بار ببرم
دیرم شده عجله دارم
الاغ خوب و نازنین
سر در هوا سم بر زمین
یالت بلند و پرمو
دمت مثال جارو
یک کمی به من سواری میدی؟
-نه که نمیدم
چرا نمیدی؟
واسه اینکه من تمیزم
پیش همه عزیزم اما تو چی؟
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه!
غاز پرید تو استخر
تو اردکی یا غازی؟
من غاز خوش زبان
میای بریم به بازی؟
نه جانم
چرا نمیای؟
واسه اینکه من
صبح تا غروب
میون آب کنار جو
مشغول کار شستشو
اما تو چی؟
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه
در وا شد و یه جوجه
دوید و اومد تو کوچه
جیک جیک کنان
گردش زنان
اومدو اومد پیش حسنی
جوجه کوچولو
کوچول موچولو
میای با من بازی کنی؟
مادرش اومد قدقدقدا
برو خونتون تو رو به خدا
جوجه ریزه میزه
ببین چقد تمیزه؟
اما تو چی؟
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه
حسنی با چشم گریون
پا شد و اومد تو میدون:
آی فلفلی آی قلقلی
میاین با من بازی کنین؟
نه که نمیایم
چرا نمیاین؟
فلفلی گفت:
من و داداشم
و بابام و عموم
هفتهای دو بار میریم حموم
اما تو چی؟
قلقلی گفت:نگاش کنین
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه
حسنی دوید پیش باباش
حسنی میای بریم حموم؟
میام میام
سرتو میخوای اصلاح کنی؟
میخوام میخوام
حسنی نگو یه دسته گل
تر و تمیز و تپل مپل
الاغ و خروس و جوجه غاز و ببعی
با فلفلی با قلقلی با مرغ زرد کاکلی
حلقه زدن دور حسن
الاغه میگفت:
اگه کاری نداری بریم الاغ سواری
خروسه می گفت:
قوقولی قوقو قوقولی قوقو
هر چی میخوای فوری بگو
مرغه میگفت:
حسنی برو تو کوچه
بازی بکن با جوجه
غاز میگفت:
حسنی بیا با همدیگه بریم شنا
توی ده شلمرود
حسنی دیگه تنها نبود


 
 


 اسم

نام مبارکش علی و همچون نام جد بزرگوارش مشتق از نام الهی است و دقایق معانی آن در اسما الحسنی نیز آمده است ، این نام مقدس دلالت بر علو شان مسمی و امتیاز از همگنان دارد چنان چه در تفسیر ( انَّ عِدَّةَ الشُّهورِ عِندَالله اثنا عَشَرَ شَهراً ) مذکور است که مراد از شهور دوازده گانه دوازده امام عالی مقام و مراد از ( مِنها اربَعَةٌ حُرُمٌ ) چهار امام اند که نام مبارکشان علی است . علی بن ابی طالب ، علی بن الحسین ، علی بن موسی و علی النقی صلوات الله علیهم اجمعین .

القاب

معروف ترین لقب آن حضرت رضا است که دلالت صریح بر خشنودی آن حضرت از الطاف الهی و خشنودی خداوند از ایشان می کند ، صابر ، وفی ، یعنی صبر کننده در بلا و وفا کننده به عهد و القابی دیگر که مبین صفات و حالات آن حضرت است نیز ذکر شده است مانند : الفاضل ، الرضی ، الصدیق ، غریب الغربا ، معین الضعفا ، و در میان عجم ملقب به قبله هفتم است زیرا که محل استقبال خلایق در همه روی زمین ، هفت مکان است : مکه معظمه ، مدینه منوره ، نجف اشرف ، کربلای معلی ، سامرا ، مقابر قریش در بغداد و مشهد مقدس . در کتب سماوی حضرت ملقب به «هدانه» یعنی دور مانده از وطن است .

کنیه

نزد جمعی ابو الحسن ثالث است زیرا امیر المومنین (ع) را ابو الحسن مطلق ، سید الساجدین (ع) را ابو الحسن اول ، و امام موسی کاظم (ع) را ابو الحسن ثانی گویند . اما نزد جمعی که کنیت امیر المومنین و امام زین العابدین را در نظر نگرفته اند ، و چون امام موسی کاظم و امام رضاهردو در یک عصر و مکنی به ابی الحسن بوده اند ، امام کاظم (ع) را ابو الحسن ماضی و ابو الحسن اول و امام رضا (ع) را ابو الحسن ثانی گفته اند . این کنیه را امام کاظم (ع) به آن حضرت داده اند .

کرامات آن حضرت

کرامات بسیاری از امام رضا (ع) نقل شده است ولی ما به چند مورد اشاره میکنیم :

. آمدن باران به دعای آن حضرت و اخبار به این که هریک از ابرها برای کدام ولایت است .

. نوشتن جواب مسئله ای که احمد بن محمد بن ابی نصر در دل گذرانیده بود در ولایت دیگر

. نا پدید شدن در مجلس مامون و در بغداد ظاهر شدن در قبر یکی از شیعیان برای نجات او از سوال قبر

. به خانه شیران رفتن و سالم بیرون آمدن از میان آنها

علت شهادت

سمی بود که مامون به رشته باریکی زده و آن را با سوزن به میان دانه های انگور کشیده با آن حضرت مشغول انگور خوردن شد و خوشه مسموم را به دست گرفته و گفت این خوب انگوری است . آن حضرت فرمودند : خوب انگوری است که ما را به سوی بهشت می فرستد و مامون از یک طرف خوشه و آن حضرت از طرف دیگر خوردند ، پس چون حضرت هفت دانه خورد که دو دانه اش مسموم بود فی الحال وی را درد گرفت ، روانه منزل شد .

مامون گفت : به کجا می روی اباالحسن؟

فرمود : به آن جا که تو میفرستی . به قولی سم را به انجیر داخل کرده بود و به روایت کشف الغمه یکی از خدمه خود را گفته بود تا ناخن خود را چند مدت نگیرد تا بلند شود و بعد از آن سمی به شکل تمر هندی به وی داد تا ناخن هایش را پر کند و خود نزد آن حضرت رفت و گفت : آیا امروز شربت میل فرموده ای؟

فرمودند : نه

مامون خادم را گفت انار را به همان دستی که سم آلوده بود ، در کاسه دانه کرد و آبش را فشرد و به دست خود آن حضرت داد و بعد از دو روز آن حضرت به شهادت رسیدند .

مدفن حضرت

موضعی است در چهار فرسخی طوس که مقبره هارون بود ، در دهی به نام سناباد و اکنون مشهد مقدس است . اباالصلت گوید : آن حضرت قبر خود را به من نشان داد و فرمود : لحد مرا به قدر دو زرع و یک شبر ( وجب) بکنید و خدا آن را وسیع خواهد کرد .

امام صادق (ع) در مورد زیارت حضرت فرمودند : شهید خواهد شد نواده من در زمین خراسان در شهری که آن را طوس می گویند . هرکس او را زیارت کند در حالتی که عارف باشد ، به حق او ، روز قیامت دستش  را بگیرم و داخل گردانم او را در بهشت ، هرچند از اهل گناهان کبیره باشد .

 

 

 


 

ما را که غیر داغ غمت ‏بر جبین نبود

نگذشت لحظه‏ اى که دل ما غمین نبود

هرچند آسمان به صبورى چو ما ندید

ما را غمى نبود که اندر کمین نبود

راهى اگر نداشت، به آزادى و امید

رنج اسارت، اینهمه شور آفرین نبود

اى آفتاب محمل زینب، کسى چو من

از خرمن زیارت تو خوشه چین نبود

تقدیر با سر تو مرا همسفر نمود

در این سفر مقدر من غیر از این نبود

گر از نگاه گرم تو آتش نمى ‏گرفت

در شام و کوفه خطبه من آتشین نبود

گر شوق سر به چوبه محمل زدن نداشت

زینب پس از تو ، زینب محمل نشین نبود

در حیرتم که بی تو چرا زنده مانده ام

عهدی که با تو بستم از اول چنین نبود

ده روز فراق تو ، عمری به ما گذشت

یک عمر بود هجر تو ، یک اربعین نبود

 

شعر از هادی خسروی پور


 

 صدای کاروانی به گوش می رسد

خسته اسارت و طعنه های اهل کینه باز قصد طواف کربلاییان را دارند

زینب نالان آمده تا اندوه دلش را برایت باز گو کند

 برادرم حسین از کدامین لحظات گویم ؟؟؟

از تنهاییت در میدان نبرد یا از طفل شیر خوارت ؟؟؟

از غم برادرانت یا از غم علی اکبرت ؟؟؟

از خرابه شام گویم یا از شماتت کوفیان ؟؟؟

از ظلم و جور یزید و یزیدیان گویم یا از خارجی گفتنشان به آل رسول الله  ؟؟؟

برادرم آمدیم تا بدون هیچ ترس و واهمه ای رنج ها و دردهایمان را به گوشتان رسانیم

اما این بار علمدارمان عباس نیست

رنجور و خسته و آزاد شده از بند اسارت ناحق برای طواف حرمت آمده ایم ...

 

السلام علیک یا اباعبدلله  -- السلام عليك يا ثارالله و بن ثاره

 

چهل روز از شهادت مظلوم کربلا گذشت

به اربعین حسینی رسیدیم

 

اما اگر بگوییم اربعین چه روزیست دو مطلب آشکار می شود :

یکی : روزيست که جابر بن عبدالله انصاري به زيارت قبر حضرت اباعبدلله (ع) مشرف شد.

دومی : روز مراجعت اسراي كربلا از شام به مدينه

 

و در هنگام ورود به مدینه نیز فرمودند :

مَدینَةَ جَدِّنا، لا تَقبَلینا  مدینه جد ما ، ما را نپذیر

فَبِالحَسَراتِ وَ الأحزانِ جِئنا چون ما با دلی پر از حسرت و اندوه آمده ایم

وَ إنَّ رِجالِنا بِتَّفعِ سَرعا  مردان ما در کربلا بدون سر روی خاک افتادند

بِلا رُؤوسٍ وَ قَد ذُبِحُ البَنینا  بچه های ما را سر بریدند

زینب رو به قبر مطهر رسول خدا (ص) کرده و فرمود : ای جد من خبر مرگ برادرم حسین را برایت آورده ام

 

وَ قَد ذُبِحُ الحُسَین وَ لَم یُراعوا جَنابَکَ یا رسول الله فینا  حسین را سر بریدند و حق تو را نسبت به ما ای پیامبر خدا رعایت نکردند

 

 

اندوهی که تا آخرین لحظات عمر اهل بیت (ع) همواره قلب نازنینشان را می آزرد .


 



آجرک الله یا صاحب الزمان

بعد از آن واقعه ی سرخ، بلا سهم تو شد

پیکر سوخته ی کرب و بلا سهم تو شد

بعد از آن واقعه هفتاد و دو آیینه شکست

ناگهان داغ دل آینه ها سهم تو شد

بعد از آن واقعه، آشوب قیامت برخاست

بر سر نیزه سر خون خدا سهم تو شد

بعد از آن واقعه، خون جوش زد از چشمانت

خطبه ی اشک، برای شهدا سهم تو شد

بعد از آن واقعه در هروله ی آتش و خون

در شب خوف و خطر خطبه ی «لا» سهم تو شد

بعد از آن واقعه در فصل شبیخون ستم

خوردن زخم ز شمشیر جفا سهم تو شد

خیمه ی نور تو در فتنه ی شب سوخت ولی

کس نپرسید که این ظلم چرا سهم تو شد

بعد از آن واقعه، اِی زینت سجاده ی عشق

از دلت آینه جوشید، دعا سهم تو شد

بعد از آن واقعه، ای کاش که می مردم من

مصلحت نیست بگویم، که چه ها سهم تو شد

بعد از آن واقعه ی سرخ، حقیقت گل کرد

کربلا در تو درخشید، خدا سهم تو شد

شعر : رضا اسماعیلی


 حضرت امام سجاد (ع) در زمان خلافت ولید بن عبدالملک به شهادت رسید.
بنا به گفته
عمر بن عبدالعزیز، ولید که حاکم جبّار و ظالمی بود، زمین را از جور و ستم لبریز کرده بود. در دوره‌ی حکومت او، رفتار مروانیان و کارگزاران آنها با دودمان حضرت ختمی مرتبت (ص) ، بنی هاشم و به خصوص
امام سجاد علیه السلام بسیار ظالمانه و بی‌رحمانه بود
.

والی مدینه - هشام بن اسماعیل - گر چه از زمان عبدالملک بن مروان مسئول اداره شهر مدینه بود، ولی در دوران ولید رفتار ظالمانه ای با حضرت زین العابدین علیه السلام در پیش گرفت و هنگامی که به دلیل بدرفتاری زیاد با مردم مدینه از منصب خود عزل شد، او را در کنار منزل
مروان نگه داشتند تا مردم از او تقاص بگیرند. او خود معترف بود که از کسی جز علی بن الحسین علیه السلام بیم ندارد، اما هنگامی که امام با جمعی از اصحاب خود از کنار او عبور کردند، هیچ یک به او متعرض نشدند و از او شکایتی نکردند. این جا بود که هشام فریاد زد : « الله اعلم حیث یجعل رسالت خدا می‌داند رسالت خود را در کدام خاندان قرار دهد »
و در روایت دیگری، امام برای او پیغام داد که اگر از نظر مادی در تنگنا هستی، ما تأمینت می‌کنیم.

مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود.

 

 

 

 

 

 

 
 
 
نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 18:23 توسط % سیامک % شیر ین %| |

 

 

سه دعای قطعا مستجاب!

والدینی که می‌خواهند در «تربیت مهدوی» فرزندانشان موفق باشند و فرزندانی عاشق خدا، قرآن و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) تربیت نمایند و آن گاه مهدی یاورانی رشید را به تاریخ بشر هدیه نمایند، باید از عامل دعا در حق فرزندانشان کمال استفاده و بهره را ببرند.

دعای پرنفوذ پدر و مادر
امام صادق (علیه السلام): «ثَلاثُ دعوات لا یحجُبنَ عَنِ اللهِ تَعالی: دُعاءُ الوالِدِ لِوَلَدِه إِذا بَرَّهُ و دعوتُهُ علیهِ إذا عَقَّهُ ، و دعاءُ المظلومِ علی ظالِمه و دعاؤُهُ لمن اِنتَصَر لهُ مِنهُ ، و رجلٌ مؤمنٌ دَعا لِاخٍ لَه مؤمنٌ واساهُ فینا ، و دعاؤُه علیه إذا لم یُواسهُ مع القدرةُ علیه ، و اِضطرارُ أخیه إلیه ؛ سه دعاست که از پروردگار در حجاب نمی‌ماند و قطعاً مستجاب می‌گردد: (نخست) دعای پدر و مادر در حق فرزندی که نسبت به والدین خود نیکوکار باشد؛ و دعای ایشان آنگاه که در حق فرزند نفرین نماید. (دوم) نفرین مظلوم نسبت به ظالم، و دعای او (مظلوم) در حق کسی که انتقام وی را از ستمگر بستاند و (سوم) دعای مومن آنگاه که دعای مرد مؤمن در حق برادر مؤمن خود که به خاطر ما، او را کمک مالی کرده باشد و نفرین او در حق برادرش که به وی محتاج شده و او می توانسته است نیازش را برطرف سازد و نکرده است »1

کلیدی ترین رمز موفقیت فرزندان
یکی از کلیدی‌ترین رمزهای موفقیت فرزندان در طول زندگی، دعای خیر والدین در حق ایشان می‌باشد. دعای پدر و مادر در حق فرزند آن گاه که از دل برآید، دعایی است که آسمان‌های هفت‌گانه را در می‌نوردد و بدون هیچ حجابی در محضر پروردگار به اجابت می‌رسد.2 از سوی دیگر نفرین پدر و مادر فراتر از ابرها به سوی پروردگار بالا می‌رود و سریع‌تر از ضربت شمشیر به اجابت می‌رسد.3
از این رو باید پدران و مادران با نیت‌های صادقانه در تربیت فرزندانی منتظر و آماده جان فشانی در رکاب حضرت مهدی، پیاپی دست دعا به سوی پروردگار بردارند و برای موفقیت خود در پرورش فرزندانی مهدی یاور دعا نمایند.
یکی از کلیدی‌ترین رمزهای موفقیت فرزندان در طول زندگی، دعای خیر والدین در حق ایشان می‌باشد. دعای پدر و مادر در حق فرزند آن گاه که از دل برآید، دعایی است که آسمان‌های هفت‌گانه را در می‌نوردد و بدون هیچ حجابی در محضر پروردگار به اجابت می‌رسد. از سوی دیگر نفرین پدر و مادر فراتر از ابرها به سوی پروردگار بالا می‌رود و سریع‌تر از ضربت شمشیر به اجابت می‌رسد

پدر علامه مجلسی
خاطره پدر علامه مجلسی؛ درباره استجابت دعای والدین در حق فرزند، به عنوان یک شاهد تاریخی، بسیار قابل تأمل است. آن جناب می‌گوید:
در سحرگاهی پس از به پایان رساندن نماز شب و به هنگام مناجات با پروردگار، حال خوشی دست داد که دریافتم اگر در آن هنگام درخواستی نمایم، اجابت خواهد شد. اندیشیدم که چه دعا و درخواستی نمایم که ناگاه صدای گریه محمد باقر از گهواره‌اش بلند شد. بی درنگ گفتم: «پروردگارا، به حق محمد و آل محمد (صلوات الله علیه و آله) این کودک را از مبلّغان دینت، ناشران احکام پیامبرت و از یاران امام زمانت قرار ده و در این راه او را به توفیق‌های بی پایان نایل گردان!»4
سرافرازی شیعه در طول تاریخ مدیون تلاش‌های احیا گرانه علامه محمد باقر مجلسی؛ است.
از این رو والدینی که می‌خواهند در «تربیت مهدوی» فرزندانشان موفق باشند و فرزندانی عاشق خدا، قرآن و اهل‌بیت: تربیت نمایند و آن گاه مهدی یاورانی رشید را به تاریخ بشر هدیه نمایند، باید از عامل دعا در حق فرزندانشان کمال استفاده و بهره را ببرند.
1173 سال است که رادمردی الهی منتظر به ثمر رسیدن 313 سردار و تربیت یافتن یاورانی مخلص و کامل است. دعا نماییم که خانواده‌های ما مهد پرورش آن سرداران و این مهدی یاوران گردد و به زودی آن امام نور را از انتظار به درآورد!

 

world most beautiful garden 1 The Worlds 15 Most beautiful Gardens

Gardens of Versailles, France

world most beautiful garden 2 The Worlds 15 Most beautiful Gardens

Butchart Gardens, Canada

world most beautiful garden 3 The Worlds 15 Most beautiful Gardens

Kirstenbosch National Botanical Garden, South Africa

world most beautiful garden 4 The Worlds 15 Most beautiful Gardens

Boboli Gardens, Italy

world most beautiful garden 5 The Worlds 15 Most beautiful Gardens

Huntington Botanical Gardens, USA

world most beautiful garden 6 The Worlds 15 Most beautiful Gardens

Nong Nooch Tropical Botanical Garden, Thailand

world most beautiful garden 7 The Worlds 15 Most beautiful Gardens

Yu Yuan Garden, China

world most beautiful garden 8 The Worlds 15 Most beautiful Gardens

Garden of Cosmic Speculation, Scotland

world most beautiful garden 9 The Worlds 15 Most beautiful Gardens

Keukenhof Gardens, Netherlands

world most beautiful garden 10 The Worlds 15 Most beautiful Gardens

Exbury Gardens, UK

world most beautiful garden 11 The Worlds 15 Most beautiful Gardens

Ryoanji Zen Garden, Japan

world most beautiful garden 12 The Worlds 15 Most beautiful Gardens

Mirabell Gardens, Austria

world most beautiful garden 13 The Worlds 15 Most beautiful Gardens

Vertical Garden (Musee du quai Branly), France

world most beautiful garden 14 The Worlds 15 Most beautiful Gardens

Lost Gardens of Heligan, United Kingdom

نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 11:13 توسط % سیامک % شیر ین %| |

 

نگاه درست به زندگی!

 

 

اینگونه نگاه کنید ...
مرد را به عقلش نه به ثروتش
زن را به وفایش نه به جمالش
دوست را به محبتش نه به کلامش
عاشق را به صبرش نه به ادعایش
مال را به برکتش نه به مقدارش
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
اتومبیل را به کارائیش نه به مدلش
غذا را به کیفیتش نه به کمیتش
درس را به استادش نه به سختیش
دانشمند را به علمش نه به مدرکش
مدیر را به عملکردش نه به جایگاهش
نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش
شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش
دل را به پاکیش نه به صاحبش
جسم را به سلامتش نه به لاغریش
سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش

در انتشار آنچه خوبیست و اثری از عشق در آن هست آخرین نفر نباشید!
 

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

انیس پدر

بیا بیا که جهان در شبیست تیره و تار
بیا و جلوه حق را بر این جهان بسپار
بیا که غار حرا میزبان مظلومی ست
ندیم خلوت او شو ز راه استبشار
عزیز جان محمد بیا که تیره شبیست
فروغ چهره بتابان بر این سیه بازار
بیا که ام ابیها شوی برای پدر
به روز حادثه گردیش یار مادر وار
بیا ندیم پدر شو به روز تنهائیش
بیا ببین که رسول خداست بی کس و یار
بیا که زمزم کوثر به مقدمت جاریست
بیا به یاری بابا بیار هشت و چهار
بیا که گلشن طاها به بار بنشیند
بیا که گل بدمد از وجود تو بی خار
هجوم زاغ و زعن را ببین به سوی رسول
بیا و یار نبی شو به دفع این اشرار
بیا ببین که پد در حصار کفار است
بیا و همراه خود آر حیدر کرار
بیا و دامن عفت گشا کریم آور
بیا ز عصمت حق داده ات کرامت بار
بیا و یار شفیق علی تنها باش
بیا و چهره سپر کن که به سیلی کفار
بیا که زاده کعبه غریب و بی یار است
بیا و یاری دست خدا نما ز ایثار
بیا که دشمن دین هیمه چیده در پس در
بیا به یاری همسر بجان بخر مسمار
بیا که غربت دین را دوباره چاره کنی
ز بهر دفع ستمگر علی دیگر آر
انیس و یار پدر مونس علی غریب
نمای رخ که جهان بهر توست لحظه شمار
بیا و گوشه نشینان خسته را دریاب
قدم به دیده حکاک خسته هم بگذار

 

 

 


کودکم لالایی ، کودکم لالایی
نرم و آهسته بخواب ، مادرت بیدار است
مادرت خسته ولی غمخوار است
مادرت خسته ولی مهر و محبت دارد
چون پرستو ز پی جوجه ی خویش
از سر راه گلش
با دو بال و پر باز
خار بر می دارد
کودکم لالایی ، کودکم لالایی
بسته ام سخت امید
که شود روز سپید
غنچه ام باز شود گل آرد
بوی عطر گلکم بعد از این شام دراز
چه صفایی دارد
کودکم لالایی ، کودکم لالایی
بسته ام سخت امید
کودکم راه رود برخیزد
نوشد از شیره ی جانم بشود چون شیری
چون بیاید پیری
بهر من مونس و یاور باشد
کودکم لالایی ، کودکم لالایی
گاه با خود گویم
شب دراز است سحر کی آید
گشته ام شمع و فقط می سوزم
چشم بر روی گلم می دوزم
که چه شاداب و رها است
این همه پاکی او کار خداست
کودکم لالایی ، کودکم لالایی
ای خدا لطفی کن
کس دیگر نرسد عطر و گلابش گیرد
چون رسد باد خزان
دست این مادر پیرش گیرد
نگذارد ز غم دوری یارش می رد
کودکم لالایی ، کودکم لالایی

 

 


""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

مزایای بووووووســــه

 

در یک تحقیق اخیر انجام شده در دانشگاه لافایت، مقدار دو هورمون اصلی اکسیتوسین و کورتیزال را در 15 پسر و دختری که با هم رابطه صمیمانه عاشقانه‌ای داشتند قبل و بعد ازبوسه، و قبل و بعد از یک صحبت صمیمانه در حالیکه دستهای همدیگر را نگاه داشته بودند، اندازه گرفتند. محققین این آزمایش انتظار داشتند که در مقدار اکسیتوسین که بعنوان هورمون عاطفی و احساسی شناخته شده است، در هر دو گروه دخترها و پسرها افزایش ببینند.همچنین انتظارداشتند که درمقدارهورمون کورتیزال که به هنگام استرس زیاد می‌شود، کاهش ببینند چرا که بوسه عموما استرس را کاهش می دهد اما محققین از نتایج تحقیق متعجب شدند چرا که مقدار اکسیتوسین فقط در پسرها افزایش یافته بود ومقدارآن در دخترها چه پس از بوسه و چه پس از گفتگوی عاشقانه فرقی نکرده بود. به همین دلیل آنها دلایل دیگری را برای توجیه این نتایج آوردند که شاید دخترها به شرایط رمانتیکتری احتیاج دارند و فقط بوسه کافی نیست

اولین بوسه


پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاس اظهار می دارد که: اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است
بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند
رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت، و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به مشهور شده

تاثیر بوسه:


1- تاثیر بوسه بر جسم آدمی به اندازه دوی صد متر است . وقتی کسی را می بوسیم 29 عضله فعال می شود
2- همچنین بوسه ایمنی بدن را افزایش می دهد.
3- بوسه تپش قلب را به 150 ضربه در دقیقه و فشار خون را به 180 میلیمتر جیوه افزایش می دهد.
4- چشیدن و مکیدن از نیازهای پایه ای آدمی است ، بوسه مانند سیگار کشیدن یا خوردن و آشامیدن این دو نیاز را ارضا می کند.
5- روانشناسان معتقدند زوج هایی که پس از چندین سال زناشویی هنوز یکدیگر را با عشق می بوسند رابطه ای پایدار و سالم دارند.
6- بوسه بر طول عمر می افزاید و وقتی که دو نفر به لب های هم بوسه می زنند در آن لحظه کاملا با هم برابرند . احتمالا به همین دلیل بوسه نه تنها میل به همآغوشی را افزایش می دهد بلکه در آن لحظه آدمی احساس می کند جهان امن است و تنها نیست و زندگی معنی پیدا می کند، بوسه در این مفهوم یک سنت چندین هزار ساله است.
7- بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس.
8- با بوسیدن احساس خوبی به ما دست می دهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود.
9- در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذت بیشتری می برند.
10- پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند.
11- همچنین افرادی که پس از بوسیدن خانه را ترک می کنند، کمتر احتمال وقوع تصادف دارند، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به سایرین دارند و به طور متوسط 5 سال بیش از هم سن و سال های خود عمر می کنند.
12- دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که در این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقد است یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد بسیار زیادی از افراد این است که روز خود را با یک نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنند و چه چیز می تواند مانند یک بوسه در انسان یک نگرش مثبت ایجاد کند.
13- محافظت از دندان ها و جلوگیری از پوسیدگی
دکتر پیتر گوردن رئیس اتحادیه دندانپزشکان انگستان اظهار می دارد: "پس از غذا خوردن، دهان پر از مواد شیرین شده و بزاق دهان حالت اسیدی پیدا می کند، این امر باعث بوجود آمدن پلاک بر روی دندان ها می شود. بوسیدن یک فرایند پاک کننده طبیعی است که به حفظ سلامت دندان ها کمک می کند، جریان بزاق دهان را افزایش بخشیده، و درصد ایجاد پلاک بر روی دندان ها را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد." من خودم این سوال ر از دندانپزشکم پرسیدم، او در ابتدا قدری خجالت کشید، اما نهایتاً صحت گفته های مرا تایید کرد.
14- از بین بردن استرس
یک بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرس محسوب می شود. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقد است: "زمانیکه لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرند، تقریباً دهان حالت لبخند زدن را به خود می گیرد، و از آنجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارند، تقریباً غیر ممکن است که یک نفر هم لبخند بزند و هم استرس داشته باشد. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس در زمان بوسیدن عمیق تر می شود، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خود قرار می گیرند. این امر بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدن است.
15- کاهش وزن
چه مدت می توانید این کار را انجام دهید؟ برای اینکه تنها نیم کیلو وزن کم کنید باید 3000 کالری بسوزانید، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همان 500 ساعت. یک بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن را افزایش می دهد و سبب می شود تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزانده شوند. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی دارد، اما به طور متوسط می توان گفت که در هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شود.
16- تاخیر در فرایند پیری
این مورد یکی از مهم ترین مزایای بوسیدن به شمار می رود. بوسیدن به شما کمک میکند تا قدرت ماهیچه های فک و چانه همچنان حفظ شود، به همین دلیل میزان ایجاد چین و چروک در آنها پایین کاهش پیدا می کند
17- ایجاد و افزایش تناسب اندام
خوب بهانه ای خوبی برای ورزش نکردن دستتان دادیم! در حین بوسیدن، قلب تند تر می تپد و ضربان آن افزایش پیدا می کند، در این زمان آدرنالین بیشتری آزاد شده و خون با سرعت بیشتری به تمام نقاط بدن پمپاژ می شود. می توان اظهار داشت که بوسیدن از جمله بهترین تمرین های قلبی – عروقی است
18- تکلیفتان را با طرف مقابل روشن می کند
در حین بوسیدن می توانید نیازهای جنسی همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید تمایلی به ادامه ارتباط دارد یا خیر. روانشناسان معتقدند که اولین بوسه این امکان را برای شما فراهم می آورد که ببینید آیا با طرف مقابل همخوانی دارید یا نه. به نظر می رسد که "بو" تاثیر به یاد ماندنی در ضمیرناخودآگاه انسان ها بر جای می گذارد، بنابراین با تجربه اولین بوسه می توانید تشخیص دهید که فرمون شما با شخص مقابل هماهنگی دارد یا خیر و اگر اینچنین نبود در همان آغاز می توانید ارتباط خود را با او خاتمه بخشید.
19- افزایش اعتماد به نفس
البته اول مطمئن شوید که دندان هایتان ارتودنسی ندارند چون امکان آسیب رسیدن به دندان های خودتان و دهان طرف مقابل وجود دارد. به هر حال یک بوسه عاشقانه می تواند حس خوبی را در شما ایجاد کند. به صورت تئوری می توان این موضوع را اینچنین توضیح داد که در زمان بوسیدن، خوشحال هستید، و وقتی هم که خوشحال باشید احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و این امر سبب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس شما می شود.

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها إلي رُواةِ حَديثِنا (أحاديثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْكُمْ وَ أنَا حُجَّةُ اللهِ عَلَيْكُمْ.

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: جهت حلّ مشكلات در حوادث - امور سياسي، عبادي، اقتصادي، نظامي، فرهنگي، اجتماعي و... - به راويان حديث و فقهاء مراجعه كنيد كه آن ها در زمان غيبت خليفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها مي باشم.

 

 

غروب جمعه گذشت و نیامدی...

غروب جمعه گذشت و نیامدی... باشد!
نخواه این‌که جهانم پر از بدی باشد

خـودت حسـاب بکـن، احـتـمـال آمـدنـــت
بـرای جـمـعـه‌ی بعـدی چه درصدی باشد؟!

کجاست قطعیّت جمـعه‌ای که مـی‌آیـی؟
چــقـدر بـایــد بـا جــمعه « شایدی » باشد؟

دوباره هـفتـه‌ی زجـرآوری شـروع شــده
بــر ایــن عــذاب نــبـاید که سرحدی باشد؟

نـبـــایـد آیــــا در جـاده‌هــــای آمــدنـــــت
نـشـانی از « تو » و از « آمدن » ردی باشد؟

کجاست جمعه‌ی سبزی که صبح آن مثلِ
هــمـان کـه حـرفـش را بـا دلـم زدی باشد؟

کجاست جمعه سبزی که بشـکـفد در آن
گلی که عطر و شمیم‌اش «محمّدی» باشد؟

 

 

 

 

 

یه دوست معمولی، یه دوست واقعی

یه دوست معمولی وقتی میاد خونت، مثل مهمون رفتار می کنه
یه دوست واقعی درِ یخچال رو باز می کنه و از خودش پذیرایی می کنه
یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو ندیده
یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه
یه دوست معمولی اسم کوچیک پدر و مادر تو رو نمی دونه
یه دوست واقعی اسم و شماره تلفن اونها رو تو دفترش داره
یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت میاره
یه دوست واقعی زودتر میاد تا تو آشپزی بهت کمک کنه و دیرتر می ره تا به کمکت همه جا
رو جمع و جور کنه
یه دوست معمولی متنفره از این که وقتی رفته که بخوابه بهش تلفن کنی
یه دوست واقعی می پرسه چرا یه مدته طولانیه که زنگ نمی زنی؟
یه دوست معمولی ازت می خواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی
یه دوست واقعی می خواد مشکلاتت رو حل کنه
یه دوست معمولی وقتی بینتون بحثی می شه دوستی رو تموم شده می دونه
یه دوست واقعی بعد از یه دعوا هم بهت زنگ می زنه
یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره
یه دوست واقعی می خواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی
و بالاخره
یه دوست معمولی این حرف های منو می خونه و فراموش می کنه
یه دوست واقعی اونو واسه همه و دوباره واسه خودم می فرسته

 

 

 

 

باز بـــوی باورم خـــــاکستریست / صفحه های دفتــرم خاکستریست
پیش از ایــنها حـــال دیگر داشـتم / هرچــه میگفتند بـــــاور داشــتم
مــا به رنگی ساده عادت داشتیم / ریشـــه در گنـــج قناعت داشتیم
پیرهـا زهــر هـلاهــل خـورده انــد / عشق ورزان مـهر باطل خـورده اند
باز هم بحث عقیل و مـرتضی ست / آهن تفتــیده ی مــولا کجـــــاست
نه فقط حرفی از آهن مانده است / شمع بیت المال روشن مانده است
با خــــودم گفتم تو عاشق نیستی / آگـــــه از ســــرّ شقـــایق نیستی
غــرق در دریــا شدن کار تو نیست / شیعه مـــولا شــدن کــارتو نیست
در صفوف ایســـــتاده بـر نمـــــاز / ابن ملجــــم هـــــا فـــراوانند باز
قصه ی نـــا گفته بسیار است باز / دردهـــا خـروار خــروار است باز
خواستم چیزی بگویم د یــــر شد / واژه هایم طعــمه ی تکفیــر شـد
دستهارا باز در شبـــهای ســـرد / هــــــا کنید ای کودکان دوره گـرد
مژدگــانی ای خیابان خوابــــــــها / می رسد ته مانده ی بشقابــــها
سر به لاک خویش بردیم ای دریغ / نان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغ
قصّـه هــای خوب رفت از یادهـــا / بی خبر مـــاند یم از بـــنیادهــــا
صحبت از عدل و عدالت نابجاست / ســــود در بازار ابن الو قــتهاست
گفته ام من دردهـــا را بارهـــــــا / خسته ام خسته از این تکرارهـــا
ای کــــه می آیدصدای گــریه ات / نیمه شـــبها از پس د یوار هـــــا
گــــیر خواهد کــــرد روزی روزیت / در گلـــوی مــال مـردم خوارهـــا
من بــه در گفتم ولیکن بشنوند / نکته هـــا را مـو به مو دیوارهــــا

 

 

 

 

شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
!!!هیچ
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.

 

 

 

لذت بخشترین چیزها از دیدگاه چارلی چاپلین

To fall in love.
عاشق شدن

...To laugh until it hurts your stomach.
آنقدر بخندي که دلت درد بگيره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اينکه از مسافرت برگشتي ببيني هزار تا نامه داري

To go for a vacation to some pretty place.
براي مسافرت به يک جاي خوشگل بري

To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از راديو گوش بدي

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بري و به صداي بارش بارون گوش بدي

To leave the Shower and find that the towel is war.
از حموم که اومدي بيرون ببيني حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرين امتحانت رو پاس کني

To receive a call from someone, you don"t see a lot, but you want to.
کسي که معمولا زياد نمي بينيش ولي دلت مي خواد ببينيش بهت تلفن کنه

To find money in a pant that you haven"t used since last year.
توي شلواري که تو سال گذشته ازش استفاده نمي کردي پول پيدا کني

To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
براي خودت تو آينه شکلک در بياري و بهش بخندي !!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نيمه شب داشته باشي که ساعتها هم طول بکشه

To laugh without a reason.
بدون دليل بخندي

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفي بشنوي که يک نفر داره از شما تعريف مي کنه

To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشي و ببيني که چند ساعت ديگه هم مي توني بخوابي !

To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگي رو گوش کني که شخص خاصي رو به ياد شما مي ياره

To be part of a team.
عضو يک تيم باشي

To watch the sunset from the hill top.
از بالاي تپه به غروب خورشيد نگاه کني

To make new friends.
دوستاي جديد پيدا کني

To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتي "اونو" ميبيني دلت هري بريزه پايين !

To pass time with your best friends.
لحظات خوبي رو با دوستانت سپري کني

To see people that you like, feeling happy
.کساني رو که دوستشون داري رو خوشحال ببيني

See an old friend again and to feel that the things have not changed.
يه دوست قديمي رو دوباره ببينيد و ببينيد که فرقي نکرده

To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزني

To have somebody tell you that he/she loves you.
يکي رو داشته باشي که بدوني دوستت داره

To laugh .........laugh. ........and laugh ...... remembering stupid things done with stupid friends.
يادت بياد که دوستاي احمقت چه کارهاي احمقانه اي کردند و بخندي و بخندي و ....... باز هم بخندي

These are the best moments of life....
اينها بهترين لحظه‌هاي زندگي هستند

Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونيم

"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگي يک مشکل نيست که بايد حلش کرد بلکه يک هديه است
که بايد ازش لذت برد

 

 

 

 

 

سه دعای قطعا مستجاب!

والدینی که می‌خواهند در «تربیت مهدوی» فرزندانشان موفق باشند و فرزندانی عاشق خدا، قرآن و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) تربیت نمایند و آن گاه مهدی یاورانی رشید را به تاریخ بشر هدیه نمایند، باید از عامل دعا در حق فرزندانشان کمال استفاده و بهره را ببرند.

دعای پرنفوذ پدر و مادر
امام صادق (علیه السلام): «ثَلاثُ دعوات لا یحجُبنَ عَنِ اللهِ تَعالی: دُعاءُ الوالِدِ لِوَلَدِه إِذا بَرَّهُ و دعوتُهُ علیهِ إذا عَقَّهُ ، و دعاءُ المظلومِ علی ظالِمه و دعاؤُهُ لمن اِنتَصَر لهُ مِنهُ ، و رجلٌ مؤمنٌ دَعا لِاخٍ لَه مؤمنٌ واساهُ فینا ، و دعاؤُه علیه إذا لم یُواسهُ مع القدرةُ علیه ، و اِضطرارُ أخیه إلیه ؛ سه دعاست که از پروردگار در حجاب نمی‌ماند و قطعاً مستجاب می‌گردد: (نخست) دعای پدر و مادر در حق فرزندی که نسبت به والدین خود نیکوکار باشد؛ و دعای ایشان آنگاه که در حق فرزند نفرین نماید. (دوم) نفرین مظلوم نسبت به ظالم، و دعای او (مظلوم) در حق کسی که انتقام وی را از ستمگر بستاند و (سوم) دعای مومن آنگاه که دعای مرد مؤمن در حق برادر مؤمن خود که به خاطر ما، او را کمک مالی کرده باشد و نفرین او در حق برادرش که به وی محتاج شده و او می توانسته است نیازش را برطرف سازد و نکرده است »1

کلیدی ترین رمز موفقیت فرزندان
یکی از کلیدی‌ترین رمزهای موفقیت فرزندان در طول زندگی، دعای خیر والدین در حق ایشان می‌باشد. دعای پدر و مادر در حق فرزند آن گاه که از دل برآید، دعایی است که آسمان‌های هفت‌گانه را در می‌نوردد و بدون هیچ حجابی در محضر پروردگار به اجابت می‌رسد.2 از سوی دیگر نفرین پدر و مادر فراتر از ابرها به سوی پروردگار بالا می‌رود و سریع‌تر از ضربت شمشیر به اجابت می‌رسد.3
از این رو باید پدران و مادران با نیت‌های صادقانه در تربیت فرزندانی منتظر و آماده جان فشانی در رکاب حضرت مهدی، پیاپی دست دعا به سوی پروردگار بردارند و برای موفقیت خود در پرورش فرزندانی مهدی یاور دعا نمایند.
یکی از کلیدی‌ترین رمزهای موفقیت فرزندان در طول زندگی، دعای خیر والدین در حق ایشان می‌باشد. دعای پدر و مادر در حق فرزند آن گاه که از دل برآید، دعایی است که آسمان‌های هفت‌گانه را در می‌نوردد و بدون هیچ حجابی در محضر پروردگار به اجابت می‌رسد. از سوی دیگر نفرین پدر و مادر فراتر از ابرها به سوی پروردگار بالا می‌رود و سریع‌تر از ضربت شمشیر به اجابت می‌رسد

پدر علامه مجلسی
خاطره پدر علامه مجلسی؛ درباره استجابت دعای والدین در حق فرزند، به عنوان یک شاهد تاریخی، بسیار قابل تأمل است. آن جناب می‌گوید:
در سحرگاهی پس از به پایان رساندن نماز شب و به هنگام مناجات با پروردگار، حال خوشی دست داد که دریافتم اگر در آن هنگام درخواستی نمایم، اجابت خواهد شد. اندیشیدم که چه دعا و درخواستی نمایم که ناگاه صدای گریه محمد باقر از گهواره‌اش بلند شد. بی درنگ گفتم: «پروردگارا، به حق محمد و آل محمد (صلوات الله علیه و آله) این کودک را از مبلّغان دینت، ناشران احکام پیامبرت و از یاران امام زمانت قرار ده و در این راه او را به توفیق‌های بی پایان نایل گردان!»4
سرافرازی شیعه در طول تاریخ مدیون تلاش‌های احیا گرانه علامه محمد باقر مجلسی؛ است.
از این رو والدینی که می‌خواهند در «تربیت مهدوی» فرزندانشان موفق باشند و فرزندانی عاشق خدا، قرآن و اهل‌بیت: تربیت نمایند و آن گاه مهدی یاورانی رشید را به تاریخ بشر هدیه نمایند، باید از عامل دعا در حق فرزندانشان کمال استفاده و بهره را ببرند.
1173 سال است که رادمردی الهی منتظر به ثمر رسیدن 313 سردار و تربیت یافتن یاورانی مخلص و کامل است. دعا نماییم که خانواده‌های ما مهد پرورش آن سرداران و این مهدی یاوران گردد و به زودی آن امام نور را از انتظار به درآورد!

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 11:9 توسط % سیامک % شیر ین %| |

 

 

پرادو سواری دولا دولا نمیشه!
*
نابرده رنج گنج میسر نمی شود — مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد
*
“کافی میت” نخورده و دهن سوخته!
*
اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن!
*
گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی!
*
پاتو از پارکتت درازتر نکن!
*
هری پاتر آخرش خوشه!
*
قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم!
*
گیرم پاپی تو بود فاضل — از فضل پاپی تو را چه حاصل
*
ندیدیم اورانیم ولی دیدیم دست مردم!
*
ادکلن آن است که خود ببوید — نه آنکه فروشنده بگوید
*
ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه!
*
بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد!
*
یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی(AS Rom )
*
سرش بوی پیتزای سبزیجات میده!!!
*
آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب

 

 

"""""""""""""""""""

 

اینجا زمین است ، زمین گرد است !
تویی که مرا دور زدی ..... فردا به خودم خواهی رسید !!!!حال و روزت دیدنیست..... !

 
 
"""""""""""""""""""
 
 
 
 
 
 
 
تمــــام اکسیـــژنـهـای دُنـــیا را هَم بیاورنــد

بــه کــــارَم نمی آیــد

مــــن پـُــر از هــــــوای تـــو أم !...

 
 
 

به یاد خدا

نفس می کشم تا به جای مرده خاکم نکنند...

این گونه است حال من ! چیزی نپرس ...

می دونم راست میگی فقط خفه شو !...


...

آدم است دیــــگر ؛

گاهے دلــش مےخواهـــد ، کسے موهایـــش را نــوازش کنـــد

و آرام زیر گوشــش بگویــد : دوستــت دارم!...

 
 
 
 
 
 

به نام اشک های بی وقفه ی این شب هایم

قرار است خدا ، با هر گام به جلو ، رد پایم را پاک کند !...

تا شاید باور همه شود که او هیچ روزی در دنیا نبوده است ...




 
 
 

چقدر حادثه خیز شده است...

قلبم را می گویم...

لرزه هایش...

افقی ... عمودی...

همین روزها امدادگران

تو را از خرابه هایش بیرون خواهند کشید....

 

 


ادامه مطلب
 
 
 
 
 
 
 
 
از من بگذر ، شبیه یک آمبولانس ِ پر

از کنار یک تصادف ....

این اتفاقیست ، که در درون ما افتاده است...

 
 
 
 
 

روزگارم ساعت وار میگذشت

و تو بر نماهنگ های وجودم گریه میکردی

اما حیف!
باورم نکردی که من چگونه با تنهایی ام ساز مخالف میزدم
و شکست میخوردم
و با آغاز هر غروب جاده های غروبم را کهنه و ویران میکردم
ای کاش
باورم میکردی.....


 
 
 
 
 
 
 
 

اگر تو باز نگردی

        امید آمدنت را به گور خواهم برد

وکس نمداند

       که در فراق تو دیگر

                                 چگونه خواهم زیست

                                  چگونه خواهم مرد

                                                                         حمید مصدق

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 10:1 توسط % سیامک % شیر ین %| |

 

 

عیدانه

دل من کبوتره


تو حریمت می پره


صدای بال دلم:


 آغام از هر چی که خوبه بهتره


 دل و دلدار و دلبره


کیه که به من جون میده جونم به فداش


کیه گره وا می کنه با خنده هاش


 کیه که دوای مریضا خاک عباش


کیه که قیامت می کنه قد و بالاش


کیه که عسل میریزه ازلعل  لباش


 یا امام رضا


 یا امام رضا


عیدتون مبارک یا صاحب الزمان

 


 

 
سه نقطه ...
 
 
 

آه نمی توانم حرف های نگفته را بگویم نمی توانم حتی بنویسم.


 چگونه آدمی حرف می زند


حال آنکه قدرت تحمل نگاه ها را ندارد


چگونه تندیس افتخار میگیرد


 حال آنکه قدرتمند ترین نیروی درونش را میان تشویق ها مدفون می کند


 فقط به قصد نوشتن قلم میزند


فقط به قصد سبک شدن و حتی قدرت کلام های فراموش شده مین نوشته هایش ...


 دیگر قسم نخور


به عزت این نگاه ها و به حرمت کلام ها


دیگر قسم نخور


نشانه شاید هیچ کدام نباشد هیچ کدام از داشته هایمان


 نشانه شاید همان سه نقطه هاست


که به انتظار تلنگری است


 شاید از این خواب کمی بترسیم  شاید از این بیداری تاریک کمی بترسیم .


وقتی حرف میزنیم


 به خیال شیرین ترین تجسم هاییم


و وقتی سکوت حایل مان شود


 به انتظار خواهیم ماند


شاید حباب نازک دلمان


 بی ریا


 بی منت


بی توقع


برای ما و تسکین این سکوت جان دهد





 
ناجی
 
 

                                                                      کمی بیاد بیاور 


ناجی شبهای گرفته و مهتابی دل پر اشک و غمین روزهای تار گذشته را


 که میان ناخوشی هایت چه کسی را فریاد می زدی....





 

فریادم از گوشه شب به کسی نمیرسد


 ترا هر شب صدا خواهم زد




 
 

 

 
 
 

 اي همه تاريخ مديونت جوان

 

وي هميشه عشق ممنونت جوان

 

با تو هستم اي جوان مهربان

 

 باتو هستم اي مسلمان جوان

 

 حال تا سر چشم باش و گوش باش

 

 فتنه دورت را گرفته هوش باش

 

يوسفم از گرگ ها آگاه باش

 

با خبر از راه و صدها چاه باش

 

دور تا دورت پر از اهريمن است

 

در رهت اي دوست صد ها دشمن است

 

كافرند اما مسلمان چهره اند

 

گرگ هايي در لباس بره اند

خیل صیادان کمینت کرده اند

 

اشعري ها قصد دينت كرده اند

 

 واي من گر صيد صيادان شوي

وای اگر مجذوب شیادان شوی

عاشق حق پيرو باطل مشو

 

شیعگی کن از علی غافل مشو

ای جوان مانند زهرای جوان

با علی تا آخرین ساعت بمان

 
 
 
 
 
 
 
 

كسي هست كه بدونه كه دروغ گفتن و تهمت زدن و غيبت كردن از نظر بچه مذهبيا كجا اشكال نداره؟؟

 

چيه تو دنياي واقعي خسته شديم از اينكه اداي آدماي خوب و بازي كنيم يا داريم عقده ايميشيم ، ميام تو نت تا يه كم تفريح كنيم و خوش باشيم  ، حتي اگه اين خوش بودن بازي كردن با آبروي آدماي بي گناه باشه.خدا پدر اين ياهو رو بيامرزه آخه آدما ياد ميگيرن چطوري مردم  و سركار بذارن  ، ياد

ميگيرن به دروغ گفتن عادت كنن. آدما ياد ميگيرن با هر مدل آدم با پروفايل مخصوصاونا حرف بزنن . متاسفم برا خودمون كه نمي فهميم همون دروغِ گناه كبيره تو نت هم گناه كبيره است

 همون تهمت كه خيلي از اون نهي شده تو نت هم از بدترين كار هاست.

 همون غيبت كردن كه مثه خوردن گوشت بدن برادر دينيه تو نت هم همون حالت و داره....

 ايكاش يكي يه كتاب در مورد اخلاق در نت و مي نوشت..

 نمي دونم چرا ماها اينقد دوست داريم كلاه شرعي برا كارامون درست كنيم....

 خدايا به ما اين درك و بده كه خيلي از كارا رو كه از سر نفهمي انجام ميديم ، به زشتيشون علم پيدا كنيم.....

 

 

سر و جان در پي كار تو نموديم و نشد

 

هرچه دل داشت نثار تو نموديم و نشد

 

سوسن و ياسمن و ياس به يمن قدمت

 

گلِ گلزار تو نموديم و نشد

 

زرد شد برگ امل ، ريخت به پاي تو صنم

 

حاصل عمر نثار تو نموديم و نشد

 

بر سر دار بنوشند شراب از لب يار

 

سر سراسيمه به دار تو نموديم و نشد

 

يك دم اين بخت نگون سار مرا يار نبود

 

كاين دل لاله فگار تو نموديم و نشد

 

ز چه رو بازار دل آزار دل زار شدي

 

دل بيمار كه زار تو نموديم  نشد

 

تو قرار از دل ديوانه ربودي و بشد

 

دل ديوانه به كار تو نموديم و نشد

 

 

 

  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • گنبد حرم امام رضا (ع)
    گنبد حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • قبر امام رضا (ع)
    قبر امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)
    حرم امام رضا (ع)
  • حرم امام رضا (ع)

 

 

بزن مرا که یتیمم،بهانه لازم نیست...

مرا که دانه اشک است،دانه لازم نیست

به ناله ،انس گرفتم،ترانه لازم نیست

ز اشک دیده به خاک خرابه بنوشتم

به طفل خانه به دوش،آشیانه لازم نیست

نشان آبله و سنگ و کعب نی کافیست

دگر به لاله رویم نشانه لازم نیست

به سنگ قبر من بی گناه بنویسند

اسیر سلسله را تازیانه لازم نیست

عدو بهانه گرفت و زد به او گفتم

بزن مرا که یتیمم، بهانه لازم نیست

مرا ز ملک جهان گوشه خرابه بس است

به بلبلی که اسیر است ،لانه لازم نیست

محبتت خجلم کرده ، عمه دست بدار

برای زلف بخون شسته،شانه لازم نیست

به کودکی که چراغ شبش سر پدر است

دگر چراغ به بزم شبانه لازم نیست

وجود سوزد از این شعله تا ابد(میثم)

سرودن غم آن نازدانه لازم نیست

 

 

ما با ولایت الفتی دیرینه داریم

عشق امام و رهبری در سینه داریم

دست خدا هر روز آری بر سرماست

روح خدا فرزند زهرا ، رهبر ماست

گیلان دیار شیرمردانی غیور است

چشمان بدبین سران فتنه کور است

(( فرزند میرزائیم أمی عشق ولایت

جان و دیل أمرا ایسائیم تا شهادت))2

از نسل عاشورائیان در رکابیم

ما امتحان پس داده های انقلابیم

آماده اجرای فرمان جهادیم

ما تشنگان خون هر ابن زیادیم

ما وارثان نهضت سرخ حسینیم

چشم انتظار مهدی صاحب زمانیم

بال عروج ماست اخلاص و بصیرت

در امتداد لحظه سرخ شهادت

(( فرزند میرزائیم أمی عشق ولایت

جان و دیل أمرا ایسائیم تا شهادت ))2

این انقلاب از برکت پیر خمین است

در امتداد نهضت پاک حسین است

شور شهادت تا همیشه در سر ماست

این جان ناقابل فدای رهبر ماست

باجی به استکبار عالم ما ندادیم

همواره همراه ولایت ایستادیم

اهل بصیرت اهل بینش با درایت

پیمان خون بستیم تا مرز شهادت

(( فرزند میرزائیم أمی عشق ولایت

جان و دیل أمرا ایسائیم تا شهادت))2

 بر خامنه ای رهبر خوبان صلوات

 ما فرزند میرزاکوچکیم و عشقمان ولایت است

در راه عشقمان با دل و جان تا پای شهادت ایستاده ایم


 

 

خانه‌های آن كسانی می‌خورد در، بیشتر
كه به سائل می‌دهند از هرچه بهتر، بیشتر

عرض حاجت می‌كنم آن‌جا كه صاحب‌خانه‌اش
پاسخ ِ یك می‌دهد با ده برابر، بیشتر

گاه‌گاهی كه به درگاه كریمی می‌روم
راه می‌پویم نه با پا، بلكه با سر، بیشتر

زیر دِین چارده معصومم اما گردنم
زیر دِین حضرت موسَی‌ بن‌جعفر بیشتر

گردنم در زیر دیِن ِ آن امامی هست كه
داده در ایران ما طوبای او بر، بیشتر

آن امامی كه «فداكِ» گفتنش رو به قم است
با سلامش می‌كند قم را معطر، بیشتر

قم همان شهری كه هم یك ماه دارد بر زمین
همچنین از آسمان دارد چل اختر بیشتر

قصد این بار قصیده از برادر گفتن است
ورنه می‌گفتم از این معصومه‌ خواهر، بیشتر

من برایش مصرعی می‌گویم و رد می‌شوم
"لطف باباهاست معمولاً به دختر بیشتر..."

عازم مشهد شدم تا با تو درد دل كنم
بودنم را می‌كنم این‌ گونه باور بیشتر

گنبدت ضرب‌ المثل‌های مرا تغییر داد
هركه بامش بیش، برفش... نه! كبوتر، بیشتر

چار فصل مشهد از عطر گلاب آكنده است
این چنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر

پیش تو شاه و گدا یكسان ‌ترند از هر كجا
این حرم دیگر ندارد حرف كمتر، بیشتر

ای كه راه انداختی امروز و فردای مرا!
چشم‌ بر راه تو هستم روز آخر بیشتر

از غلامان شما هم می‌شود دنیا گرفت
من نیازت دارم آقا روز محشر... بیشتر!!!

بر تمام اهل بیت خویش حسّاسی ولی
جان زهرا(س) چون شنیدم كه به مادر بیشتر...

 ـ بیشترهایی که گفتم،از تو خیلی کم ترند.......

 

 

عقربه روی ساعت هشت ایستاد و بعد

یک سرنوشت سبز به من هدیه داد و بعد

دستی ز عرش آمد و چشم مرا گرفت

فرمود آب می شود این انجماد و بعد

دست مرا گرفت و مرا برد با خودش

یعنی که داد روح مرا امتداد و بعد

چشمم که باز شد همه جا نور بود و نور

چشمم که باز شد دم باب الجواد و بعد

صحنی که خاکش از نظری کیمیا شده

دائم به سجده است در این صحن ، باد و بعد

یک قصر با شکوه ولی غرق سادگی

زیبا نشسته است دراینجا تضاد و بعد

من هم که در مقابل او مات مانده ام

این شعرها کجا و من بیسواد و بعد

من ایمن از عذاب دو دنیام با رضا

در حصن امن حضرت مولام با رضا

 

یا امام رضا مدد


 

 

چه قدر سخت است...
چه قدر سخت است گل زهرا باشی و کسی به یادت نباشد...
چه قدر سخت است...
چه قدر سخت است که خود را مسلمان میدانیم و تورا...تورا که معنی اسلامی فراموش کرده ایم
چه قدر سخت است...
چه قدر سخت است مهدی(ع) باشی و عالم از انت باشد ولی...غریب باشی..
چه قدر سخت است ...
چه قدر سخت است 1400 سال منتظر 313 نفر باشی و هر شب جمعه هزاران مسلمان مدعی انتظار باشند

اقا میدانم خیلی کوچک تر از انم که خود را منتظر تو بنامم
ولی ...
دوستت دارم
بیا...
ای منجی عالم
ای موعود زمانه ... بیا...

 

 

 

 

به نام آنکه فکرم به منتهای جمال و کمالش نمی رسد


یا علی بن موسی الرضا!
یا علی بن موسی الرضا!
یا علی بن موسی الرضا!

دلم برات تنگ شده دیگه تحمل دوری ندارم



ای که حضورت در خراسان دل های مشتاق را به تپش درآورده و قلوب شیعیان را جلا و جان های شوریده را صفا میدهد!

مرا بطلب که ازدوریت نه فکری برایم مانده، نه جسمی ،ونه هیچ چیزی....



مشهدت کعبه ی عشاق ،
حرم ات قبله زائرین ،
سقاخانه ات زمزم عارفان ،
پنجره فولادت دارالشفای دردمندان ،
و ضریح مطهرت حِصن ولایت است.
ای دستگیر همه ی عالم! مانده دلان را دریاب.
دو بال بسته عشق است و کرمت دوپای خسته و سایه حرمت
نگاهم بر توست. ای بزرگ! کاری کن... دلم پر ازغربت است ، یاری کن.
شفایم ده ، ز درد بی کسی ، درد بی ثمری ، درد نارسی
شفایم ده زین جذام دلسردی ، زخم کهنه شلاقهای نامردی
رهایم کن ازین گریه های خون آلود ، از این زمین سیاه ... هوای غم آلود!
همیشه شوکت گلدسته های رویایت دلیلی بوده بر لطف دم مسیحایت
سراسر ، قدم در قدم ، رواق در رواق ، سوی تو آیم بر اشتیاق

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

آقا امام رضا ......

 

 

 

رو به قبله
-
دست به سينه
-
بر سر پا
-
كمترين هديه از ما
-
ياد مولا:

السلام عليك يا صاحب الزمان

آجرک الله یا مهدی جان






نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 19:18 توسط % سیامک % شیر ین %| |

 

 



به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب.
نخند!

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری.
نخند!

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند.
نخند!

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده.
نخند!

به دستان پدرت،

به جاروکردن مادرت،

به همسایه ای که هر صبح نان سنگک می گیرد،

به راننده ی چاق اتوبوس،

به رفتگری که در گرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،

به راننده ی آژانسی که چرت می زند،

به پلیسی که سرچهارراه با کلاه صورتش را باد می زند،

به مجری نیمه شب رادیو،

به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و درکوچه ها جار می زند،

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،

به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی،

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان،

به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،

به مردی که در خیابانی شلوغ ماشینش پنچر شده،

به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلام می گوید،

به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،

به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی،

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،

به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،

به اشتباه لفظی بازیگری در یک نمایش تاتر،

نخند، نخند که دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی!

که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند!

آدمهایی که هر کدام برای خود وخانواده ای همه چیز و همه کسند!

آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،

بار می برند،

بی خوابی می کشند،

کهنه می پوشند،

جار می زنند،

سرما و گرما می کشند،

و گاهی خجالت هم می کشند ...،

بیائیم و هرگز به دیگران نخندیم و زمانی لب به خنده باز کنیم که خودمان را

در شادی و خوشبختی دیگران سهیم بدانیم و بقولی

"به دیگران نه، ولی با دیگران بخندیم"



 

شکر خدا دوباره رسیدم کنار تو

حتی شبی بدون تو خوابم نبرده است

باور نمیکنم که تو رفتی و بعد تو

یک اربعین گذشته و زینب نمرده است

 

با سلام و عرض تسلیت به پیشگاه حضرت صاحب الزمان (عج) ،فرا رسیدن اربعین سیدالشهداء و اهل بیت گرانقدرش بر مسلمانان و شیعیان جهان تسلیت باد.

در این پست از وبلاگ،قسمتهایی از شعر بلند و زیبای شاعر گرانقدر،سید حسن خوش زاد را بیادگار مینویسم و سفارش میکنم که حتما این شعر را بطور کامل یافته و استفاده ببرید.متاسفانه مجال نوشتنم اندک هست و شاید لیاقت ندارم برای بجا گذاشتن چنین اثری از این شاعر گرانقدر...

نام شعر: « قدرت منطق »

این چهل روز به ما بی تو چهل سال گذشت

من چه گویم که چه ها شد به چه منوال گذشت

گرچه از داغ تو در دل شرری بود حسین

راه بعد از تو ره پر خطری بود حسین

سفر شام چه مشکل سفری بود حسین

بهترین یار همین سینه پر آهم بود

هر قدح خاطره ای تلخ به همراهم بود

**

کوفه بر ما به جز از خاطره شوم نداشت

رحم در پیش عدو معنی و مفهوم نداشت

عشق مظلومتر از عابد مظلوم نداشت

غل و زنجیر ازو اسکلتی ساخته بود

فکر بیمار مرا از نفس انداخته بود

**

از کدامین ستم فرقه باطل گویم

از کدامین صفت زشت اراذل گویم

وز کدامین دل پر قهر قبایل گویم

جرم این قافله این بود خداجو هستند

همه در خط حسینند و علی گو هستند

**

ای یزید ای سگ ولگرد سراپا نکبت

ای که پیداست ز روی تو غبار ذلت

نیست در ذات تو یک ذره حیا و غیرت

تو حسین کشتی و برما اسرا می تازی

به کدامین پدر و مادر خود می نازی

زینب آن بید نباشد که بلرزد از باد

جایز ار بود زنان را به خدا امر جهاد

خفه می ساختمت عنصر ترویج فساد

هرچه گویی تو بگو یاوه سرای اموی

در عوض پاسخ دندان شکنی میشنوی

**

حال این پرچم و این قافله این اهل و عیال

سرشماری مکن اما که بود جای ملال

دخترت خفته به ویرانه گرت هست سوال

دختری را که شباهت به رخ مادر داشت

خواهرت صورت او را به روی خاک گذاشت

اربعین شرح غم انگیز اسیران بلاست

یادبودی ز حسین است و عزای شهداست

اربعین موسم همدردی دل با زهراست

کاش با سوز دل زینب و آه سجاد

همسفر بود دل و دیده و اشک خوش زاد

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 19:0 توسط % سیامک % شیر ین %| |

 

 

چینی شکسته دلم را

مومیایی تویی

ای معنای بلند عشق

                       کجاست لیلای مجنون؟                  

تا ز من بیاموزد

بی پروایی و پریشانی را

ای عندلیب خوشخوانم

                                  کجاست شمع سحر سوز؟                                    

تا بیاموزمش

     خوش سوختن در فراق محبوبش را

                                          آن چنان که خود در فراقت می سوزم.                                     

تو کیستی؟

ای شیرین ترین

  که حرمت زیارت را

    از آن خود ساخته ای

بر این زائر خسته ات مرهمی

که حریر عشق را دخیلت بسته ام

با وجود پر مهرت

کدامین مفسر، محبت را تفسیر خواهد کرد

که ورای آنی

پس

        محبت را آبرو نخواهد ماند

ای زلال پاکم

شعرم را ببخش

که تنک مایه است و کم گفتار

کلامم را با ماندنت، جادو کن

                          ای معنای بلند عشق                             

 

 

 

قربون کبوتراي حرمت

 
قربون اين همه لطف و کرمت


از روزي که با تو آشنا شدم


مورد مرحمت خدا شدم


گفته ايي هر کي بياد به پا بوسم

 
تو گرفتاري بدادش ميرسم


منم امروز به زيارت اومدم


به اميدي در خونه ات اومدم


گفته ايي هر کي بياد به ديدنم


من ميام سه جا بهش سر ميزنم


توي قبرم رضا جون منتظرم


که بزاري کف پاتو رو سرم


از گناه بال و پرم سوخته شده


چشم من بر حرمت دوخته شده

 
 
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

خشـــت اول عــــشقمان کـــج بود که اینـــچنین دیـــوار آرزوهایمـــان فـــرو ریــخت

 
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

 
 
عشق یعنی چی ؟؟؟
 
عشـــق یعـــنی بــعد از یـــه دعـــوای مفــصل،

از روی لـــجبازی گوشـــی رو بــــذاری روی سایـــــلنت و بــــری زیـــر پـــتو.

بعــد هــر چـــند دقــیقه یـه‌ بــار یــواشکـــی گوشـــه‌ی پتـــو رو کنـــار بزنـــی و زل بـــزنــی به ســقــف،

تا ببینــی نـــوری از گوشــی افــتاده روی سقـــف یا نه.....؟

 
 
 
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 
 

 
 

حــالا که رفـــتنی شــده ای طـــبق گفــته ات

 باشــد، قبـــــــــــول…لااقـــل این نکتــه را بــدان:

آهــن قراضــه ای که چنــان گـرم گــرم گـــرم

در ســـینه می تپــید،

دلــــــــم بود...

نا مهـــــربان.. 

خداحــــافظ

 
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

ادامه مطلب
 
 

 
 

نفرت ,عشق است با کمی رنجودگی

دیگر ارزش نفرت نداری....

از کنارم که میگذری نمی شناسمت .... ثانیه ای به تو فکر نمیکنم.

 
 
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 

کاش هــمانطور که از شــکستن تــکه ای شــیشه بر میــگردی و نگــاهش میکـنی

وقتــــی دل مرا شــکستی ، یـکــبار بـر میــگشتــی

فـــقط نــیم نــگاهـــی میکـــردی . .

 
 
 
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 
 
یه جایی باید دست آدم‌ها را بکشی

نگه‌ شون داری

صورتش را میان دستانت محکم بگیری

بگویی ببین

من دوستت دارم .............نــــــــــــ​ــــــرو

 
 
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

ای کــــاش میــرفتــم نــه حــالا کــه شکســتم

نـه حــالا کــه فـــقط از خـــودم بـــیزار خســـــتم

حــــــیف از دل مـــن از جـــونی از گـــذشته...

از اون روز شــب هــای که رفـت و دــــیگه

برنگـشته ...  فقــط  الان هـم یه چــیزی یادمه

!....ای کـــــاش....!

 
 
 
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 
میگم راضی ام به رضای خدا

اما...

دروغ میگم

تو برگرد..

 

 

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟
بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم
ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی

 

 
 
 
 
 
 
خدایا من دلم قرصه!

کسی غیر از تو با من نیست

خیالت از زمین راحت

که حتی روز‌‌ روشن نیست!

کسی اینجا نمیبینه

که دنیا زیر چشماته

یه عمره یادمون رفته

زمین دار مکافاته

فراموشم شده گاهی

که این پایین چه ها کردم

که روزی باید از اینجا

بازم پیش تو برگردم

خدایا وقت برگشتن

یه کم با من مدارا کن

شنیدم گرم آغوشت

اگه میشه منم جا کن

 
 
 
 
 
 

پيش از اينها فکر مي کردم که خدا 

 خانه اي دارد کنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها

خشتي از الماس خشتي از طلا

پايه هاي برجش از عاج و بلور

بر سر تختي نشسته با غرور

ماه برف کوچمي از تاج او 

 هر ستاره، پولکي از تاج او

اطلس پيراهن او، آسمان

نقش روي دامن او، کهکشان 

 رعدو برق شب، طنين خنده اش

سيل و طوقان، نعره توفنده اش

دکمه ي پيراهن او، آفتاب

برق تيغ خنجر او مهتاب

 هيچ کس از جاي او آگاه نيست

هيچ کس را در حضورش راه نيست

بيش از اينها خاطرم دلگير بود 

 از خدا در ذهنم اين تصوير بود

آن خدا بي رحم بود و خشمگين

خانه اش در آسمان، دور از زمين

بود، اما در ميان ما نبود

مهربان و ساده و زيبا نبود

در دل او دوست جايي نداشت

مهرباني هيچ معنايي نداشت

هر چه مي پرسيدم، از خود، از خدا 

 از زمين، از آسمان، از ابرها

زود مي گفتند: اين کار خداست

پرس وجو از کار او کاري خداست

هرچه مي پرسي، جوابش آتش است

آب اگر خوردي، عذايش آتش است

تا ببندي چشم، کورت مي کند

 تا شدي نزديک، دورت مي کند

کج گشودي دست، سنگت مي کند

کج نهادي پاي، لنگت مي کند 

با همين قصه، دلم مشغول بود 

خواب هايم خواب ديو و غول بود

خواب مي ديدم که غرق آتشم

در دهان اژدهاي سرکشم

در دهان اژدهاي خشمگين

بر سرم باران گرز آتشين

محو مي شد نعرهايم، بي صدا

در طنين خنده اي خشم خدا

نيت من، در نماز و در دعا

ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه مي کردم، همه از ترس بود

مثل از بر کردن يک درس بود 

مثل تمرين حساب و هندسه

مثل تنبيه مدير مدرسه

تلخ، مثل خنده اي بي حوصله 

سخت، مثل حل صدها مسئله

مثل تکليف رياضي سخت بود

مثل صرف فعل ماضي سخت بود

گفتگو با خدا

تا که يک شب دست در دست پدر

 راه افتادم به قصد يک سفر

در ميان راه، در يک روستا

خانه اي ديدم، خوب و آشنا

زود پرسيدم: پدر، اينجا کجاست؟

گفت اينجا خانه ي خوب خداست

گفت: اينجا مي شود يک لحظه ماند

 گوشه اي خلوت، نماز ساده خواند

 با وضويي، دست و رويي تازه کرد

با دل خود، گفتگويي تازه کرد 

 گفتمش، پس آن خداي خشمگين

خانه اش اينجاست؟ اينجا، در زمين؟

گفت: آري، خانه اي او بي رياست

فرش هايش از گليم و بورياست

مهربان و ساده و بي کينه است

مثل نوري در دل آيينه است

عادت او نيست خشم و دشمني

نام او نور و نشانش روشني

خشم نامي از نشاني هاي اوست

حالتي از مهرباني هاي اوست

قهر او از آشتي، شيرين تر است

مثل قهر مادر مهربان است

دوستي را دوست، معني مي دهد

قهر هم با دوست معني مي دهد

هيچکس با دشمن خود، قهر نيست

قهر او هم نشان دوستي ست

تازه فهميدم خدايم، اين خداست 

 اين خداي مهربان و آشناست

دوستي، از من به من نزديکتر

آن خداي پيش از اين را باد برد

نام او را هم دلم از ياد برد

 آن خدا مثل خواب و خيال بود

چون حبابي، نقش روي آب بود

پله پله تا ملاقات خدا

مي توانم بعد از اين، با اين خدا

دوست باشم، دوست، پاک و بي ريا

سفره ي دل را برايش باز کنم

مي توان درباره ي گل حرف زد

صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد

چکه چکه مقل باران راز گفت

 با دو قطره، صد هزاران راز گفت

مي توان با او صميمي حرف زد

مثل باران قديمي حرف زد

مي توان تصنيفي از پرواز خواند

با الفباي سکوت آواز خواند

مي توان مثل علف ها حرف زد

با زباني بي الفبا حرف زد

مي توان درباره ي هر چيز گفت

مي توان شعري خيال انگيز گفت

مثل اين شعر روان و آشنا:

پيش از اينها فکر مي کردم خدا…


 
 
 
 
 خوشبختی یعنی اینکه خداوند آنقدر

 عزیزت کند که مایه آرامش دیگری

شوی

 

 
 

چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست، ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!

چقدر خنده داره
که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره
که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می‌گذره!

چقدر خنده داره
که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

چقدر خنده داره
که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه شکایت می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!

چقدر خنده داره
که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

چقدر خنده داره
که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

چقدر خنده داره
که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی‌کنیم اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره
که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قرآن رو به سختی باور می‌کنیم!

چقدر خنده داره
که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!

چقدر خنده داره
که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می‌شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!

خنده داره
اینطور نیست؟


دارید می‌خندید؟

دارید فکر می‌کنید؟

این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی است.

آیا این خنده دار نیست که وقتی می‌خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی‌ها را از لیست خود پاک می‌کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.
این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره
 
 
 
 

 

فلسفه ی الا کلنگ اثبات بزرگی کسیست که فرو

می نشیند تا دیگری پرواز را تجربه کند.....

 

 

نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 18:56 توسط % سیامک % شیر ین %| |

Design By : Night Melody